پارت سی و چهارم :

کهربا هیچ نگفت و تنها سری تکان داد؛ تا رسیدن به خانه هیچ نگفتند و بعد از رسیدن هر کدام وارد اتاق خود برای تعویض لباس شدند.
برسام ترجیحا پیراهن سفید رنگی را با شلوار خاکی پوشید و بعد از بستن ساعت و درست کردن موهایی که به بلندی دو سال پیش نبود از اتاق خارج شد.
شاید نزدیک به بیست دقیقه انتظار کافی بود تا کهربا را با پیراهن و دامنی که بلندی آن تا میان زانویش می‌رسید ببیند و حظ ببرد.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۰۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • میم

    4

    اینکه برسام اینقدر زیاد عاشق کهرباست واقعا عالی و من میتونم دخترمو با خیال راحت به دست برسام بسپارم چون یه مرد عاشق میتونه مواظب حامی و پشتیبان باشه

    ۱۰ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    خب خداروشکر

    ۱۰ ماه پیش
  • Nijla

    1

    ممنون بابت پارت زیبا🥰🥰🥰

    ۱۰ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    فدات بشم

    ۱۰ ماه پیش
  • ترنم

    2

    حالا شاید ناراحت شه هر روز میدیدتش ولی نگران نباش اون الان کنارته تو هم لذت ببر کهربا جون

    ۱۰ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    من ناراحت چرا

    ۱۰ ماه پیش
  • ترنم

    2

    من میگم برسام کارشو درست انجام میده ببین چطوری فکر کهربا رو مشغول کرد

    ۱۰ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    دقیقا و احسنت به ایمانت نسبت به برسام

    ۱۰ ماه پیش
  • ترنم

    2

    وای این کهربا خانم چقد دلبری میکنه هااا

    ۱۰ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    آره اینم بلده رو نمی‌کرده

    ۱۰ ماه پیش
  • پری

    3

    ممنون زهراجان ولی سربزنگاه تموم شد

    ۱۰ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    یه پارت مهمون میکنم

    ۱۰ ماه پیش
  • ثریا

    2

    واییی🙆🏻 ♀️🥺💖 خیلی خوبن😍

    ۱۰ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    چشم زخم بیاریم چشم نخورن

    ۱۰ ماه پیش
  • بانو

    2

    خسته نباشید خیلی زیبا بود ،کاش برامون پارت هدیه هم بزارید پارت ها کوتاه تا میای ببینی چی شده به آخر پارت رسیدیم

    ۱۰ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    فدات بشم میذارم 🙂

    ۱۰ ماه پیش
  • Parisa

    2

    وای چقد کم بودیکم بیشترش کن لامصب 😔😔😔

    ۱۰ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    باشه 🙄🫣

    ۱۰ ماه پیش
  • مریم

    2

    خدا قسمت کنه مردی عاشق مثل برسام نصیب همه دخترا من که نیشم همیشه باز میشه با حرفا وشعر خوندنش ، قربونت برم زهرا جون ممنونم از این رمان زیبا⚘⚘⚘⚘

    ۱۰ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    آخ که حال دلت مثل منه 😂 فدات بشم

    ۱۰ ماه پیش
  • نفس

    2

    ممنون زهرا جون پارت بسیار زیبای بود

    ۱۰ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    عزیزی فدات بشم

    ۱۰ ماه پیش
  • زهرا z

    3

    اخ پسرمون .ه زبر و زرنگ میدونه چی بگه تا کهربا رو در خود غرق کنه ممنون نویسنده توانا 🙏😘

    ۱۰ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    دقیقا و خوبه همه به برسام ایمان آوردین😅😂

    ۱۰ ماه پیش
  • اسرا

    3

    آخه برسام موزمارچجوری بااحساس کهرباغلیانی کرد🙏

    ۱۰ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    میبینی تو رو خدا

    ۱۰ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!