پارت سی و چهارم :

کهربا هیچ نگفت و تنها سری تکان داد؛ تا رسیدن به خانه هیچ نگفتند و بعد از رسیدن هر کدام وارد اتاق خود برای تعویض لباس شدند.
برسام ترجیحا پیراهن سفید رنگی را با شلوار خاکی پوشید و بعد از بستن ساعت و درست کردن موهایی که به بلندی دو سال پیش نبود از اتاق خارج شد.
شاید نزدیک به بیست دقیقه انتظار کافی بود تا کهربا را با پیراهن و دامنی که بلندی آن تا میان زانویش می‌رسید ببیند و حظ ببرد.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۷۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • میم

    4

    اینکه برسام اینقدر زیاد عاشق کهرباست واقعا عالی و من میتونم دخترمو با خیال راحت به دست برسام بسپارم چون یه مرد عاشق میتونه مواظب حامی و پشتیبان باشه

    ۱۲ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    خب خداروشکر

    ۱۲ ماه پیش
  • Nijla

    1

    ممنون بابت پارت زیبا🥰🥰🥰

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    فدات بشم

    ۱ سال پیش
  • ترنم

    2

    حالا شاید ناراحت شه هر روز میدیدتش ولی نگران نباش اون الان کنارته تو هم لذت ببر کهربا جون

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    من ناراحت چرا

    ۱ سال پیش
  • ترنم

    2

    من میگم برسام کارشو درست انجام میده ببین چطوری فکر کهربا رو مشغول کرد

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    دقیقا و احسنت به ایمانت نسبت به برسام

    ۱ سال پیش
  • ترنم

    2

    وای این کهربا خانم چقد دلبری میکنه هااا

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    آره اینم بلده رو نمی‌کرده

    ۱ سال پیش
  • پری

    3

    ممنون زهراجان ولی سربزنگاه تموم شد

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    یه پارت مهمون میکنم

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    2

    واییی🙆🏻 ♀️🥺💖 خیلی خوبن😍

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    چشم زخم بیاریم چشم نخورن

    ۱ سال پیش
  • بانو

    2

    خسته نباشید خیلی زیبا بود ،کاش برامون پارت هدیه هم بزارید پارت ها کوتاه تا میای ببینی چی شده به آخر پارت رسیدیم

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    فدات بشم میذارم 🙂

    ۱ سال پیش
  • Parisa

    2

    وای چقد کم بودیکم بیشترش کن لامصب 😔😔😔

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    باشه 🙄🫣

    ۱ سال پیش
  • مریم

    2

    خدا قسمت کنه مردی عاشق مثل برسام نصیب همه دخترا من که نیشم همیشه باز میشه با حرفا وشعر خوندنش ، قربونت برم زهرا جون ممنونم از این رمان زیبا⚘⚘⚘⚘

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    آخ که حال دلت مثل منه 😂 فدات بشم

    ۱ سال پیش
  • نفس

    2

    ممنون زهرا جون پارت بسیار زیبای بود

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    عزیزی فدات بشم

    ۱ سال پیش
  • زهرا z

    3

    اخ پسرمون .ه زبر و زرنگ میدونه چی بگه تا کهربا رو در خود غرق کنه ممنون نویسنده توانا 🙏😘

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    دقیقا و خوبه همه به برسام ایمان آوردین😅😂

    ۱ سال پیش
  • اسرا

    3

    آخه برسام موزمارچجوری بااحساس کهرباغلیانی کرد🙏

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    میبینی تو رو خدا

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️