پارت پانزده :

اما هر چه ذهنش را زیر و رو کرد،پسر جوانی را پیدا نکرد که به سن او بخورد.هاله هم که فقط یک برادر به دردنخور داشت به اسم هومن!هومن بور و سفید بود با چشمهای آبی یخی! و همیشه ی خدا موهایش را با ماشین نمره ی چهار می زد و تاس می کرد!
در مهمانیهای هاله همیشه همینطور ظاهر می شد و همین تیپهای خاصش،حال افسون را به هم می زد.به جز یکی دوبار،ندیده بودش!آن هم در خانه هاله بود که هومن نه نسبت به افسون و ح

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • راضیه

    0

    به نظر من خیر

    ۴ ماه پیش
  • راضیه

    0

    به نظر من خیر

    ۴ ماه پیش
  • ویدا

    0

    خووووووووووووووووووووووب

    ۷ ماه پیش
  • مدوسا

    0

    خوب من الان گیج شدم موها افسون مشکیه یا *** چشاش مشکیه یا دورنگ

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    وقتی عشق داشته باشی انگار همه چی داری عشق یعنی جنون یعنی اینکه حاظر باشی بخاطر اون طرف جون بدی

    ۹ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    موافقم و چه حس قشنگیه

    ۹ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    همه چیز عشق نیست گاهی دوست داشتن لذتبخش تر

    ۹ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    درسته

    ۹ ماه پیش
  • زهرا. Z

    0

    خسته نباشی نویسنده توانا 🙏🙏😘

    ۱۱ ماه پیش
  • ترنم

    0

    دخترمون چقد خوشحال شد اخرش ی نفر بهش علاقه مند میشه

    ۱۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    اما کو؟؟؟

    ۱۱ ماه پیش
  • ترنم

    0

    به قول خودتون صبر داشته باشین معلوم میشه🤭

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطی

    0

    اُلالا پارت هدیه..متشکرم نویسنده عزیزم..

    ۱۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    عزیزی

    ۱۱ ماه پیش
  • نفس

    0

    ممنون عزیزم پارت زیبای بود

    ۱۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    ؛))

    ۱۱ ماه پیش
  • نفس

    0

    بعضی ها آدم رو گول می زنند ادای عاشقا رو درمیارند وقتی خرشون از پل گذشت چهره واقعی شون رو می کنند این آدما تو کارشون خیلی ماهر هستند باید احتیاط کرد

    ۱۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    موافقم

    ۱۱ ماه پیش
  • ترنم

    0

    برا سوال اول نه تمرکز بیش از حد روی عشق و ازدواج به تنهایی میتونه مانع رشد و تجربه ابعاد دیگ و مهم تر زندگی بشه بنظر من البته

    ۱۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    واقعا زندگی فقط عشق نیست!

    ۱۱ ماه پیش
  • ترنم

    0

    برا سوال دوم نه زندگی شامل ابعاد دیگه ای مثل تحصیل و شغل و استقلال و دوستی و خانواده و علایق شخصی هس ک همگی به یک اندازه برا سعادت فردی ضروری هستن

    ۱۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    دقیقا عزیزم

    ۱۱ ماه پیش
  • اکرم بانو

    1

    عشق چیز قشنگیه که ناخوداگاه ادم دنبالشه و طبیعیه هرچیزی اندازه ش خوبه،دارو هم حتی اگه کم یازیاد شه میشه سم

    ۱۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    موافقم عزیزم.

    ۱۱ ماه پیش
  • سحر حدادی

    0

    عشقم چیز خوبیه اما زیاد از حدشم بدرد نمیخوره و باعث نابودی آدم میشه هر چیزی حد وصت اوکی

    ۱۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    دقیقا عشق متعادل درسته

    ۱۱ ماه پیش
کپی شد!