عشق ممنوعه ی من به قلم مهشاد لسانی
پارت شانزده :
فصل پنجم : پیراهنی برای عشق
ترانه شانه های پیراهن کوتاه کرشه ای با نقشهای درهم برهم مشکی سفید پوشیده شده بود و استین سرخود بود را گرفت و پشت افسون خواباند و به فروشنده گفت: یه سایز بزرگترشو بدین! این شونه هاش کوچیکه! جوانک فروشنده که موهایش را به طرف بالا شانه زده بود و صورت اصلاح شده اش برق می زد، با لبخند گفت:خب پروش کنین! اتاق پرو اونجاست... ترانه چشم غره ای به جوانک رفت و گفت: شما حرف
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهشاد لسانی | نویسنده رمان
الهییی
۸ ماه پیشmisha
0زیاد از این جور فضا ها خوشم نمیاد. بیشتر دوست دارم جاهایی باشه که دل ادم باز باشه و باصفا باشه
۹ ماه پیشزهرا z
0اووووه ببینیم اق خوشتیپه کیه ممنون نویسنده جونم 😘😘
۱۱ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
قربونت عزیزم...
۱۱ ماه پیشفاطی
1اوه برین کنار فکر مشغول کنه وارد داستان میشود.عالی بود
۱۱ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
قربونت عزیزم
۱۱ ماه پیشنفس
0پارت زیبای بود خوشم اومد این پارت از حساسیت ترانه خوشم اومد و ترانه می خوادیک دونه دخترش هرچی خودش میگه افسون انجام بده درحالی که شاید دوست نداشته باشه تک فرزندی این جوری خوب نیست
۱۱ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
دقیقا مرسی
۱۱ ماه پیشترنم
0و شخصیت جدید وارد میشود بریم ببینیم کیه
۱۱ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
چه خوب که مشتاقید
۱۱ ماه پیشاکرم بانو
0اوه این دیگه کی بود،یکی هم نه دوتا دوتا،شایدم بشه سه تا 😂
۱۱ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
هستن دور و برش دیگه.دختر پره اطراف زندگی این پسر مرموز.
۱۱ ماه پیشآذر
0و اینجاست که من میگم: یسسس این پسر خودشه😉 ترانه اگرچه خیلی رفتارش عجیب و مثل دختر های جوانه و لاقیده ولی حواسش به دخترش هس
۱۱ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
یه مادره دیگه
۱۱ ماه پیشسحر حدادی
0آره چیزی که توصیف شده جای قشنگ خوبیه
۱۱ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم
۱۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

راز
0ما جنوبیا کجا و میلاد نور تهران کجا خانم گل