پارت سی :

دو چمدان بزرگ مشکی رنگش را کشان کشان با خودش از اتوبوسی که او را به ایالت آسام در شمال شرق هندوستان رسانده بیرون آورد.
تحمل این آب و هوا برای اویی که شمال کشور زندگی می‌کرد سخت نبود، دوست داشت هر چه سریع‌تر به خانه‌ی اجاره‌ای که توسط یکی از دوستان قدیمی‌اش که اقامت پنج ساله در هند داشت برود و یک دل سیر بخوابد و خستگی نشستن در هواپیما و اتوبوس را از تن خود برهاند.
قرار بود دوست دا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۸۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • سامانتا

    0

    اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل مارا به خال هنداوش بخشم سمرقند و بخارا را

    ۵ ماه پیش
  • زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان

    به به

    ۵ ماه پیش
  • شادان

    2

    خدایی چه خوبه این برسام ...خوشبحال کهرباا

    ۱۲ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    و این برسام وجود داشته ها 😜

    ۱۲ ماه پیش
  • میم

    2

    یعنی برسام میخواد با کهربا تو یه خونه زندگی کنه؟؟🤨

    ۱۲ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    یپ

    ۱۲ ماه پیش
  • زهرا z

    2

    نه مثل اینکه ما فقط باید به برسام دل خوش کنیم از شخصیت دیگه خبری نیست که یکم تفریح کنیم 😂😂 عالی خسته نباشی نویسنده توانا🙏😘

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    آره شخصیت زیاد سم میشه باز من یکی دیگه بیارم خلافکار باشه خوبه؟ 😂😂

    ۱ سال پیش
  • زهرا z

    1

    نه تو رو خدا همین برسام خوبه توبه کرده بچمون منم به همین راضیم😂😂

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    😂😂

    ۱ سال پیش
  • نفس

    1

    پارت زیبای بود منم دلم خواست برم اونجا رو ببینم فکر کردم بعدا باهم روبه رو میشن ولی خوب شد ممنون زهرا جون

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    عزیزی فدات بشم

    ۱ سال پیش
  • مریم

    1

    به به چه پارت قشنگی کیف کردم 😍خیلی خیلی ممنونم ⚘ببینیم تو ی هند چیکار میکنن برسام وکهربا😍

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    فدات بشم میریم ببینم

    ۱ سال پیش
  • اهو

    2

    عالی بود خسته نباشی گلم🌺🌺

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    سلامت باشی

    ۱ سال پیش
  • آمنه

    2

    پادشاه جاده ها ما رو از دل جاده کشیدید وبه هند آوردید واقعا شگفت زده شدم که حتی احوالی وخبری از هند بدونم اخه قبل خیلی فیلم هندی میدم ولی الان نه پارت عالی

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    دیگه این است زهرا رمضانی 😁

    ۱ سال پیش
  • بانو

    2

    چه خوب بعد دوسال توهند میبینن همو،عالی وزیبا

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    ❤️😁

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    2

    عالی بود عزیزم 🙃💖 ببینیم برسام چه میکنه😍😅

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    فدات... میریم ببینیم چی میشه

    ۱ سال پیش
  • پری

    2

    چه عالی شدیعنی الان برسام همونجا مستقر هست که کهرباهم هست؟چجوری یه خونه را دوتایی اجاره کردن؟؟یا اینکه برسام با تعقیب کهربا رسید به این خونه و زورکی قصد مستقر شدن را داره؟؟

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    آره ولی نمیگم چطور اینجوری شد

    ۱ سال پیش
  • ترنم

    3

    چه خوب قراره تو هند کلی خوش بگذره..

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    🤌😏

    ۱ سال پیش
  • زینب

    4

    ای جانم بعد 2 سال رو در رو شدن و لحظه های عاشقانه شروع. بی صبرانه منتظر بعدش هستم

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    احسنت به این دقت

    ۱ سال پیش
  • ترنم

    2

    کهربا جون برسام اومده به اندازه دو سال یا بیشتر برات جبران کنه

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    دقیقا

    ۱ سال پیش
  • ترنم

    2

    واای چه غیرمنتظره و قشنگ همو دیدن بعد دو سال😍😍😍

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    غیرمنتظره ترم میشه

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️