پارت بیست و نهم :

فصل دوم:همای شاعر
«تو گفتی نمی‌مانی و چه خوب، بر سرِ پیمانت ایستادی؛ همچون سنگی سخت بر عهدِ جدایی. این را به پایِ لجبازیِ سرکش‌ات می‌گذارم؛ همان لجبازی که دیواری شد بینِ دل‌هایمان. اما ای غافل! فراموش کردی که من، هرگز عهدِ کوچ نبستم؛ پیمانِ من، ریشه‌ای عمیق در خاکِ جانت داشت.
پس منتظرِ طلوعم باش؛ که این بار، نه چون نسیمی آرام، بلکه چون طوفانی سهمگین، بازخواهم گشت؛ طوفانی که ب

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۸۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • ماهی

    0

    چقدر حرفاشون بهم شیرین بود🥲

    ۳ هفته پیش
  • زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان

    😃😍

    ۳ هفته پیش
  • میم

    3

    خدایا خودت یا برسامو به من برسون یا یه نفر با خصوصیات برسامو آخه این پسر چقدر گله😊😊😍😍

    ۱۲ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    الهی آمین

    ۱۲ ماه پیش
  • مرضیه

    1

    احسنت بهت زهرابانو.این پارت هم خیلی عالی بودموفق باشی

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    فدات بشم من

    ۱ سال پیش
  • Nijla

    1

    دینگ دینگ ادامه ماجرای رمان هیجانگیزمون به هند🥰😍😍😍😍😍😍😍😍😍🫡

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    بریم ببینیم هند چی میشه

    ۱ سال پیش
  • زهرا z

    1

    عالی تو بینظیری خوشقلم بوس

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    فدات بشم انرژی مثبت

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    1

    عزیزم قلبم 💖🥺 خسته نباشی گلم 🤗🌹

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    عزیزی

    ۱ سال پیش
  • نفس

    3

    چه پارت شیرین و دلنشینی ممنون زهرا جون خسته نباشی

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    فدات بشم عزیزم

    ۱ سال پیش
  • اسرا

    2

    وای هرچی شنیندم ولی دامپزشکان بدون مرزنشنیدنخانم رمضانی اینوچطوربفکرتون رسید🙏😁💋

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    دیگه ما اینیم🙂

    ۱ سال پیش
  • اسرا

    2

    عجب شعرهای به هم گفتن 🙏

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    مقدمه فصل دو با عاشقانه هاشون

    ۱ سال پیش
  • ترنم

    2

    خداروشکر ک برسام دیگ از اون کارا نمیکنه و سالمه وقتشو تلف نکنه و بره خواستگاریش

    ۱ سال پیش
  • ترنم

    2

    آخه چون من لباسمو دوختم و تمومه تاریخ عروسی کی هست زهرا جون😂

    ۱ سال پیش
  • ترنم

    2

    ولی قبل از اینک خودشون بدونن خود تو میدونی کی هست🤣

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    منم نمی‌دونم 😜

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    راس میگی همین فردا عروسیشون والسلام😂

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    بهش می‌رسونم سریع

    ۱ سال پیش
  • ترنم

    2

    ولی به نظرم عشقشون خیلی قشنگه و بهم میان

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    دقیقاا

    ۱ سال پیش
  • ترنم

    2

    ای جان دو سال با اینک جدا بودن به فکر هم بودن و آقا برسام نتونسته ازش دل بکنه و هی دنبالشه

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    عشق خالص 🤌

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️