دکتر اقیانوس به قلم زهرا رمضانی (هور)
پارت بیست و هشتم :
برسام ناخواسته گرهی ابروانش کور شد و همانطور که قدم به قدم به سمت کهربا میرفت با ابرویی بالا پریده پرسید:
- تو چشمام نگاه کن و درست بگو منظورت کجای داستانه؟
کهربا همانطور که سعی داشت فاصلهای که برسام هی کم میکرد را بیشتر کند و متقابلا به چشمانش بنگرد گفت:
- من این دو روز به همه چی فکر کرد...
با برخوردش به دیوار پشت سرش، در نطفه خفه شد؛ برسام از این حرکت سو استفاده کر
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۸۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
امیدوارم
۳ هفته پیشعسل
0من موندیم دخترای رمان ها چرا با خلافکار بودن پارتنر شون مشکل دارن بیخیال دیگه اه خوبه که هیجان داره ببین توی دنیایی واقعی واقع هستند کسایی که دوس داشته باشن
۵ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
خب دختر یک سری آدمها از ریسک کردن و زندگی هیجانی ترس دارن برای همینه😂
۵ ماه پیشعسل
0زندگی به هیجانشه 😂😂اونا دیگه خیلی ترسون
۵ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
😂😂
۵ ماه پیششادان
1غرق شادی شدم با اون نوت برسام 😍😍😍
۱۲ ماه پیشNijla
1خیلی قشنگ بود 😘 خدا کنه این دوریشون زیاد طولانی نباشه🫠
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
دعا میکنیم
۱ سال پیشیاسمین
2خیلی قشنگه. ففط نمیشه پارت هاش رو سریع تر ارسال کنید؟
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
تمام سعیم رو میکنم اما بیشتر از این در توان نیست
۱ سال پیشمرضیه
3وای چ غمگین کلی گریه کردم .خیرنبینی کیان
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
🤧🤧 آمین
۱ سال پیشزهرا z
1نمیدونم چرا دوس ندارم کهربا با برسام باشه دلم یه شخصیت تازه میخواد نمیدونم چرا🤔 ولی قلمتون بی نظیره بانو موفق باشی
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
ای کلک دنبال حسودی و دعوایی! 😂😂
۱ سال پیشزهرا z
1نمیدونم شاید😁
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
😂
۱ سال پیشترنم
3کهربا نمیتونه ازش دل بکنه به همین راحتی برسامم دلتنگ چشم های دکتر اقیانوسی😭
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
🤧🤧
۱ سال پیشترنم
3فک میکردم کلا جدا شدن ولی این وضعیت قطعا پایدار نمیمونه
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
میبینیم چی میشه
۱ سال پیشترنم
1واای فصل اول عالی تموم شد خسته نباشی زهرا جون
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
فدات بشم عزیزم
۱ سال پیش...
1روند عاشقونشون خیلی برام قشنگه ، ولی از اون خوی خودخواهی شخصیت ها خوشم نمیاد . اون از برسام که بخاطر هیجان خلاف می کنه و اون همه ضرر میرسونه به کشور ، و اونم از کهربایی که به بدبودن کار برسام و آسیبش به مردم فکر نمیکنه ، به آرامش خودش و خانوادش و برسام فکرمیکنه ..
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
خداروشکر که لذت بردی... بالاخره پس اگه بخوایم به همهی عشق و عاشقی ها نگاه کنیم هیچ یک نفر با یک نفر دیگه حق ابراز علاقه نداره چون باعث ناراحتی یا حتی ضرر به جامعه یا اجتماع میشه!
۱ سال پیشکلثوم
4فصل اولش ک عالی بود مرسی زهرا بانو😘😘😘😘😘❤️❤️❤️❤️❤️❤️
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
فدات بشم عزیزم
۱ سال پیشثریا
2طفلکی🥲🧡
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
🤧🙁
۱ سال پیشمریم
2اخی جدا شدن امیدوارم این جدایی همشگی نباشه 🥺🥺🥺ممنونم پارت قشنگی بود
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
منم امیدوارم
۱ سال پیشمعصی
3الهیییی😭😭💞
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
همه گریه کنین 🤧🤧
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ماهی
0اخی بگردم امیدوارم دوریشون به دویاسه سال نرسه همون یک سال بسه