عشق ممنوعه ی من به قلم مهشاد لسانی
پارت یازده :
برای فردا عصرانه،همه دوستانش دعوت بودند و گیتی صمیمیترین دوستش،می خواست همین شهناز ،دخترخاله تازه از آمریکا بازگشته اش را با خود به مهمانی بیاورد.گیتی همیشه در مهمانیهای عصرانه مدام از او تعریف می کرد و از زندگی پر زرق و برقی که در آن سوی آبها داشت،برایشان می گفت.شوهر شهناز، رستوران بزرگی در آتلانتا داشت که غذاهای ایرانی سرو می کرد و وضع مالیشان حسابی سکه بود.سالی یکبار تابستان ،شهناØ
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
سمیرا
0بسیارعالی و جذاب
۹ ماه پیشویدا
0خوووووووووووووووووب
۹ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
متشکرم عزیزم
۹ ماه پیشفاطمه
0منم موافقم چشم های رنگی خیلی قشنگن
۱۱ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
بلییی
۱۱ ماه پیشفاطی
0من در دنیای دیگری سیر میکنم مادرم هم در جای دیگر وکاش ما همدگیر را میفهمیدیم..
۱ سال پیشنفس
2بریم جلو ببینم چی میشه پارت زیبای بود
۱ سال پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم...خداروشکر که دوستش داشتی.
۱ سال پیشترنم
0افسون بیچاره چاره ای جز تحمل کردن نداره ک..کنجکاوم برا ادامه
۱ سال پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
طفلکی افسون...
۱ سال پیشاکرم بانو
0چه اتاقی چه تشکیلاتی
۱ سال پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
بلییی اتاقش کلا مثل شرکته! :))
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

راضیه
0آره والا به نظر جالب میاد