عشق ممنوعه ی من به قلم مهشاد لسانی
پارت ده :
ترانه دوباره می گفت:اوه!مامان جان! شما اینا رو از کجا و کی دیدی؟خوب بود مثل بابای خدا بیامرزم که ده کیلو سبیل داشت و ابروهاش تو چشمهاش بود؟ انسیه خانم می توپید: بسه دیگه! از مرده ها با حرمت حرف بزن دختر! هر چی هی هیچی نمی گم تو هر چی می خوای به این و ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

راضیه
0نمی دونم!!🫠 چی می خاد بشه🧐