پارت ده :

ترانه دوباره می گفت:اوه!مامان جان! شما اینا رو از کجا و کی دیدی؟خوب بود مثل بابای خدا بیامرزم که ده کیلو سبیل داشت و ابروهاش تو چشمهاش بود؟ انسیه خانم می توپید: بسه دیگه! از مرده ها با حرمت حرف بزن دختر! هر چی هی هیچی نمی گم تو هر چی می خوای به این و ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!