عشق ممنوعه ی من به قلم مهشاد لسانی
پارت هفتم :
فصل سوم:مهمانی پوچ
وای که چقدر آن روز هوا گرم بود.افسون با مادر برای میهمانی عصرانه فردا بعدازظهر به خرید رفته بود.پدر مثل همیشه خانه نبود!یا اگر هم برخی اوقات در خانه بود آنقدر در اتاق کارش می ماند و با تلفن همراهش به این و آن زنگ می زد که هم ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

راضیه
0ولی درست نیست با این لحن از خواهرش یاد کنه