پارت سی و پنجم :

-میتونی بری.
لحنش هم دستوری بود و هم، غیر دستوری.
از خدا خواسته بودم.
چه بهتر!
نگاه از صورت جدیش گرفتم و به سمت درب خروجی رفتم.
اما همین که پام به راهرو رسید، صداش رو شنیدم:
-طبقه‌ی اول، خانم تال چیف.
ابروهام بالا برید.
تا‌ل‌چیف!
جواب ندادم.
اتاقش رو ترک کردم و تونستم نفس راحتی بکشم.
به سمت آسانسور رفتم.
با اینکه هتل شلوغی بود و پر از مهمان و توری

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۰۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • بهاره

    4

    سلام ممنونم عالی مثل همیشه فقط چرا پارت ها در روزهای که گفته اید گذاشته نمیشه

    ۱ سال پیش
  • سوگند

    2

    عالی ممنون نمیشه در طول یه روز پارت هدیه به ما بدی نوشین جون گناه داریم ها ممنون از رومان محشرت

    ۱ سال پیش
  • maryam

    9

    چرا انقدر طولش میده الان چند پارت هنوز تو هتل تکون نخورده باحال ها،خوبه متفاوت، اما خسته کنندشده چون اصلا تکون نمیخوره🥲🫠

    ۱ سال پیش
  • ...

    6

    خب سناریو داستان تو هتله😂 مثلا چه تکونی بخوره از هتل وا

    ۱ سال پیش
  • maryam

    2

    منظورم اینکه هیچ اتفاقی تو این 35پارت نیوفتاده عزیزم من هم میدونم باید تو هتل باشه ولی قاعدتا تاالان باید یه اتفاقی میوفتاد🫤

    ۱ سال پیش
  • اسما

    4

    به نظرم آرتور با سیاست رفتار می کنه و درمورد دوستش چیزی نمیگه اما ممکنه پشت صحنه دوست رو له کنه🤩🤩🤩🤩 چقدر از همون اول از این پسره بدم اومد 🤮

    ۱ سال پیش
  • نفس

    2

    ممنون زحمت کشیدی

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    8

    چه دوست رو مخی داره آرتور😪 من اگه جای بلا بودم یه دونه میزدم تو دهنش😑

    ۱ سال پیش
  • Ayda

    3

    عالیه نوشین جون😍🩷

    ۱ سال پیش
  • آذر

    8

    من نمی دونم چرا از همون اول که حرف دوست دختر اومد وسط، حس میکنم اصلا دختره دوست دختر ارتور نیست...

    ۱ سال پیش
  • آذر

    8

    آخرش آرتور یه بلایی سر این مردک کَنه میاره نگی نگفتم✋️🤜💀👀

    ۱ سال پیش
  • آذر

    8

    وایییی چه پارت قشنگی✨️🎀 نویسنده جان هر چه زودتر میتونی فقط پارت بذار، پارت هدیه، یه فکریم به دل ما بکن... من کارم به بیمارستان میکشهههه

    ۱ سال پیش
  • راز

    4

    خیلی خوبه رمانت بانو آرتور ازش خوشش اومده این معلومه اون برقایی ک تو چشاش روشن خاموش میشه نشونشه

    ۱ سال پیش
  • اسپاگتی دوست دارم

    7

    نویسنده جان یه سرنخی به ما بده از بس تو ذهنم فرضیه ساختم مغزم دیگه نمی کشه

    ۱ سال پیش
  • میم

    3

    یعنی آرتور نسبت به بلا حس داره🤔🤔

    ۱ سال پیش
کپی شد!