پارت سی و چهارم :

-چرا در نزد؟
تکیه به صندلی داد.
-چون نیازی نبود!
صدای تق‌تق‌ کفش‌هاش‌ روی پارکت چوبی اتاق، خط میندازه‌.
از تاریکی راهرو جدا شد و با رسیدن به فضای سالن،‌ لبخندی زد.
-قربان.
دست آرتور به سمت میز کشیده شد.
جلو اومد.
لباسش طراحی مدرن و جسورانه‌ای داشت. فرم لباس کاملاً چسبان بود و خطوط بدن رو برجسته نشون می‌داد.
قد لباس کوتاه بود و بالای زانو قرار می‌گرفت. آ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۰۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • سمی

    0

    اول الپ بعد زئوس بعد آرتور بهترینی نوشین جونم

    ۱ سال پیش
  • هانی

    1

    عالی عالییی

    ۱ سال پیش
  • &&ح

    3

    نویسنده جان بخدا که دارم از خماری میمیرم یه دو پارتی بفرست برامون یکم جون بگیریم

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    3

    یازده ساعت تا پارت بعدی ⏰👀

    ۱ سال پیش
  • اسما

    3

    الان در وضعیتی هستش که نمی دونم بگم خونسرد باشه بهتره یا موهای آرتور رو بکنه ولی خوب به نظرم دعوای گیس و گیس کشی بهتره البته باید قبلش تفنگ آرتور رو برداره وگرنه یهو به خودش میاد میبینم اون دنیاست 😂😂😂😂😂😂😂😂

    ۱ سال پیش
  • اسما

    2

    به نظرم افکارت رو عملی کنی بهتره 😂😂😂😂

    ۱ سال پیش
  • عسل

    8

    خیلی خوبه ت ر خدا هر بار دوپارت بفرس😅

    ۱ سال پیش
  • فاطمه

    2

    عالی وزیبا ممنون نویسنده جون🌹♥️

    ۱ سال پیش
  • ...

    3

    عالی بود عالی🫂🤍

    ۱ سال پیش
  • zahra

    2

    مرسی نوشین جان عااااالی بود 👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻❤❤❤❤❤💜💜💜💜💜💙💙💙💙💙

    ۱ سال پیش
  • Sety

    5

    واقعا نمیدونم باید چی بگم ،رمان به شدتتت جذابیه، بعد خوندن هر پارت بیشتر مشتاق میشم بخونم .

    ۱ سال پیش
  • بهاره

    3

    عالی مثل همیشه ممنون

    ۱ سال پیش
  • سوگند

    2

    ممنون عالی بود خداقوت محشره رومانت نویسنده عزیز

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    3

    وایی به من بی جنبه یه اطلاع میدادین که 🔞 هست 😪😂😂 بچه 16 ساله اینجا هست🥺

    ۱ سال پیش
  • maryam

    8

    منم16سالمه😂 ولی اصلا🔞نبود بابا🫣

    ۱ سال پیش
  • میم

    7

    آفرین بلا جون همین طوری جواب این مردک گستاخ و بده

    ۱ سال پیش
کپی شد!