اسپاگتی به قلم نوشین سلمانوندی
پارت سی و چهارم :
-چرا در نزد؟
تکیه به صندلی داد.
-چون نیازی نبود!
صدای تقتق کفشهاش روی پارکت چوبی اتاق، خط میندازه.
از تاریکی راهرو جدا شد و با رسیدن به فضای سالن، لبخندی زد.
-قربان.
دست آرتور به سمت میز کشیده شد.
جلو اومد.
لباسش طراحی مدرن و جسورانهای داشت. فرم لباس کاملاً چسبان بود و خطوط بدن رو برجسته نشون میداد.
قد لباس کوتاه بود و بالای زانو قرار میگرفت. آ
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۰۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
هانی
1عالی عالییی
۱ سال پیش&&ح
3نویسنده جان بخدا که دارم از خماری میمیرم یه دو پارتی بفرست برامون یکم جون بگیریم
۱ سال پیشثریا
3یازده ساعت تا پارت بعدی ⏰👀
۱ سال پیشاسما
3الان در وضعیتی هستش که نمی دونم بگم خونسرد باشه بهتره یا موهای آرتور رو بکنه ولی خوب به نظرم دعوای گیس و گیس کشی بهتره البته باید قبلش تفنگ آرتور رو برداره وگرنه یهو به خودش میاد میبینم اون دنیاست 😂😂😂😂😂😂😂😂
۱ سال پیشاسما
2به نظرم افکارت رو عملی کنی بهتره 😂😂😂😂
۱ سال پیشعسل
8خیلی خوبه ت ر خدا هر بار دوپارت بفرس😅
۱ سال پیشفاطمه
2عالی وزیبا ممنون نویسنده جون🌹♥️
۱ سال پیش...
3عالی بود عالی🫂🤍
۱ سال پیشzahra
2مرسی نوشین جان عااااالی بود 👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻❤❤❤❤❤💜💜💜💜💜💙💙💙💙💙
۱ سال پیشSety
5واقعا نمیدونم باید چی بگم ،رمان به شدتتت جذابیه، بعد خوندن هر پارت بیشتر مشتاق میشم بخونم .
۱ سال پیشبهاره
3عالی مثل همیشه ممنون
۱ سال پیشسوگند
2ممنون عالی بود خداقوت محشره رومانت نویسنده عزیز
۱ سال پیشثریا
3وایی به من بی جنبه یه اطلاع میدادین که 🔞 هست 😪😂😂 بچه 16 ساله اینجا هست🥺
۱ سال پیشmaryam
8منم16سالمه😂 ولی اصلا🔞نبود بابا🫣
۱ سال پیشمیم
7آفرین بلا جون همین طوری جواب این مردک گستاخ و بده
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

سمی
0اول الپ بعد زئوس بعد آرتور بهترینی نوشین جونم