از عمق شب به قلم فاطمه اصغری
پارت نود و یک :
دست مریم را رها کرد و به ضرب به سمت افروز چرخید.
- افروز مامام نه دیر؟ شوخلوخ ائلیر دای؟ (افروز مامانم چی میگه؟ داره شوخی میکنه دیگه؟)
افروز سرش را پایین انداخت. چقدر دوست داشت فریاد بزند و بگوید وقتی نبود تا حواسش به او باشد، دستی غریبه او را از شاخه چیده و پرپر کرده بود. دوست داشت بگوید کل شبهای این دو ماه و نیم را با گریه به صبح رسانده است. دوست داشت بگوید حرفهای مریم تهم
مطالعهی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه اصغری | نویسنده رمان
نگاهتون قشنگه عزیزم❤️❤️
۱۰ ماه پیشفاطمه ❤️
1😭😭😭😭🌟💜🌟💜🌟💜 ممنون فاطمه جان
۱۱ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
عزیزید❤️
۱۱ ماه پیششیوا
1لعنت به مریم که به بچه خودش هم رحم نکرد
۱۱ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
لعنت به این زن و شوهر😢
۱۱ ماه پیشسوگند۷
1اخ ازدل افروز.. سردار...صراف🥺
۱۱ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
😭😭😭
۱۱ ماه پیشفاطمه
1فاطمه جان،قلمت مانا... خیلی دلنشینه وجذاب. کاش ی چندتاپارت هدیه بهمون می بخشیدی!
۱۱ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
سلام عزیزم. ممنونم❤️ اگه الان چند تا پارت اضافه بذارم ممکنه بعدا مجبور شم چند روزی پارت ندم. سعی میکنم طبق بودجه بندی رمان پیش برم.💋💋
۱۱ ماه پیشم.ر
1بعضی دنیا میان که عذاب بیبیند😢😢
۱۱ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
🥺🥺😢
۱۱ ماه پیشراز
1چه بر سر افروز آوردن
۱۱ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
💔💔😢
۱۱ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
💔💔😢
۱۱ ماه پیشوفا
2خدا عباد رو لعنت کنه که همه رو بدبخت کرد و خدا همچین خانواده هایی رو هم که مثل شکور و مریم هستن رو هم لعنت کنه که چشمشون رو روی همه چی بستن.. آلله بلالارینی ورسین
۱۱ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
آمین🤬😢💔
۱۱ ماه پیشاریادخت
3عباد هر بلایی بیاد سرت حقته خدا لعنتت کنه به زمین گرم بخوری الهی یه حس بدی بهم میگه فرانک کارمای عباده و به اونم دست درازی شده :*)💔
۱۱ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
آخ از این عباد...🤬🤬🤬
۱۱ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
آخ از این عباد...🤬🤬🤬
۱۱ ماه پیشستاره
2بیچاره عالمه حق داشت پیش پیش مرثیه بخونه 😭😭😭 افروزطفلک،سردارگناه داشت صراف چه کنه😔😔
۱۱ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
یه عده گناه میکنن و یه عدهی دیگه مصیبت این گناه رو زندگی میکنن😢
۱۱ ماه پیشZ.k
2😭😭😭😭واقعا سردار خیلی گناه داشت
۱۱ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
خیلی عاشق بود..😢
۱۱ ماه پیشزهرا z
3چی بگیم که دل دل افروز رو ارام کنه🥺🥺
۱۱ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
آخ از چیزی که سر این بچه اوردن.😢
۱۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

فخری
0فاطمه جان ممنون از رمان خوبت عزیزم گل کاشتی قلمت مانا 🌹❤🌹❤