پارت نود :


بهار آمده بود. سر درختان سیب‌، شکوفه‌های سفید رنگی باز شده و برگ‌‍های ریز سبز‌رنگ، آذین شاخ و برگ‌های خشکیده شده بودند. اما بخت افروز و عالمه، به ذغال‌های خاموش درون تنور طعنه میزدند. سرخی گونه‌های افروز جایی در این دو ماه گم شده بود. انگار شادیشان جلو جلو در آتش چهارشنبه سوری افتاده و خاکستر شده بود. تا آن روز کسی ندیده بود مادری برای دختر زنده‌اش مرثیه بخواند. اما عالمه هر روز

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۲۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه ❤️

    2

    حیف اسم مریم برای این زن چقدر یه آدم می تونه دل سیاه باشه بیچاره سردار بیچاره صراف 😭با این آهنگ اشکم دراومد

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    💔💔💔زن بدجنس و حسود.

    ۱۱ ماه پیش
  • وفا

    1

    مریم عفریته بازم افروز بیچاره رو مقصر کرد، آدم در چه حد میتونه بدجنس باشه اخه؟ یعنی دلم میخواست اون لحظه اونجا بودم وقتی گفت افروز رفته اتاق صراف و فلان، همونجا مریم عفریته رو خفه میکردم 🫠 از یه طرف دلم برای سردار میسوره از طرف دیگه صراف خیلی آقاست، خدا میدونه چی میگذره بین دوتا برادر 💔

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    بیچاره صراف این نفرت رو به جون می‌خره که از افروز محافظت کنه. مریم نامرد...😢🤬

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا z

    1

    حالم دلم چون اهنگه😭😭😭😭

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    شما چرا؟ 💔😢

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا z

    0

    گاهی وقتها اهنگها انگار از حال دلت خبر دارن

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    دقیثا😢💔

    ۱۱ ماه پیش
  • هاوژین

    0

    قلبم با این پارت آتش گرفت واقعا چون هستن بانوانی که این سرنوشت رو داشتند درعین پاکی ... باید به حالشون خون گریه کرد واز دهن کسانی چون مریم وشکور .. خون بیاد تا این چنین جولان ندهند

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    متاسفانه نمیشه این واقعیت زشت و تاسف‌بارو انکار کرد.😔

    ۱۱ ماه پیش
  • هدی

    2

    خیر نبینی الهی مریم تو و هر کی مثل تو هست🤲

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    آمین😢😢💔

    ۱۱ ماه پیش
  • هدی

    0

    چی ؟؟؟مریم چی گفت؟؟؟؟😳🤯

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    زن بی‌وجدان🤬🤬🤬😢

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطیما

    2

    آخ بیچاره افروز چقدر تهمت و زور تحمل کرد😟

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    😢😭

    ۱۱ ماه پیش
  • فروغ

    4

    وای وای این مریم بدید به من به چند تیکه مساوی تقسیم کنم .چقدر ادم میتونه شیشه خرده داشته باشه

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    مریم نامرد بدجنس.🤬

    ۱۱ ماه پیش
  • اریادخت

    4

    طبیعیه برای افروز بیچاره که قربانی یه حرومزاده به اسم عباد شد گریه میکنم اخ بمیرم براش یخچال گرفته

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    😭😭💔

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا

    2

    وای کم ناراحتیم این آهنگ هم گذاشتید

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    😢😢😢💔

    ۱۱ ماه پیش
  • راز

    2

    ای خیر نبینی مریم ببین چ دروغی گفت

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    واقعا. زن بدجنس🤬

    ۱۱ ماه پیش
  • عالیییییی

    1

    عالیییییی و

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    عزیزید. ممنون.🌺

    ۱۱ ماه پیش
  • ستاره

    2

    وای بردل سردار،دادازدل افروز،بیچاره صراف،ای دادبی داد،مریم خیلی بی شعوروبی عاطفه ست بذاره برسه ببخت بعدابکُشش😭😭

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    بی‌فکری شکورو حسادت مریم، باعث نابودی چند نفر شد.😢😢

    ۱۱ ماه پیش
  • ستاره

    3

    عصرجمعه همین پارت وآهنگ غمگناکم داشت😭😭😭

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    😢😢😢جمعه چی از جون آدم می‌خواد اخه؟

    ۱۱ ماه پیش
  • م.ر

    2

    ای مریم بد جنس 😔😔چه آهنگی واقعا پایان افروزبود😭😭

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    😢😢😢💔

    ۱۱ ماه پیش
کپی شد!