پارت چهل و یک :

فقط برای یک هفته.
جدی و سرد گفت چرا؟
بغض لعنتی سر باز کرد_ چون که حال روحیم خوب نیست نمی-خوام رفتاری مثل چند دقیقه قبل انجام بدم.
متاثر از اشک‌هایم گفت خیلی خوب گریه نکن میدونی که گریه‌هات اذیتم می‌کنند.
و دستش را روی موهایم کشید.
_مگه چقدر به دوستت نزدیکی؟
لب زدم _خیلی.
_می‌ترسی از دستش بدی؟
گریان نگاهش کردم چونان عزیز از دست رفته و با خودم گفتم همین الان

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۵۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!