پارت ششم :

در آینه‌ی سفید و مربعی روی میز به خودش نگاه کرد. چشمان مشکی‌اش را از پدرش به ارث برده‌ بود و زیر آن دو کمان ابروی سیاه جلوه زیبایی به صورتش می‌بخشید. نیازی به آرایش نبود، به زدن یک رژ گوشتی بسنده کرد و موهای فر و بلندش را به سختی جمع کرد و پشت سرش دم ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!