پارت هشتاد و هشتم :

- دیگه لنگ کارگری تو اون کارخونه نیستم خاله. لنگ چندرغاز حقوقشم نیستم. گفته بودم یکی به افروز بدهکاره، حالا قراره خورد خورد طلبشو پس بده. از این به بعد دیگه چپم پره. تو فکرم یه کاسبی واسه خودم راه بندازم.
آقا توحید دود غلیظ قلیان را از سینه بیرون فرستاد و شلنگ را به سمت بهمن گرفت.
- چه کار و کاسبی‌ای؟ بعدشم مگه این طلبه چقدره که بتونی باهاش کاسبی کنی؟
بدهی عباد به افروز خیلی بی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • الیی

    5

    من فکر میکنم افروز مرده و عطا اسکیزوفرنی داره

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    بچه‌م...

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا

    1

    عطا چیکار سردار داره خب ، مگه سردار کار بدی کرده

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    گناه سردار رو هم می‌بینیم.💔

    ۱۱ ماه پیش
  • وفا

    3

    چرا احساس میکنم افروز سکته ای چیزی کرده که شاید ویلچر نشینه و کلا گفتارش رو هم از دست داده؟ یا شاید هم کلا مرده و عطا هم یکمی دیوونست و تو خیالاتی که افروز هست و واسه همین بیشتر اشتیاق انتقام داره!

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    چیزی نمونده تا همه‌سو بفهمیم.❤️

    ۱۱ ماه پیش
  • اریادخت

    2

    اخ اخ نبرد سردار و عباد چاقال چه شوددد وای چی میشه سردار و افروزم به هم برسن بعد بهمن و فرانک من خیالم راحت شه🥲🥲🥲

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    چاقال...😅😅😅 خیلی خوبین شما.❤️❤️

    ۱۱ ماه پیش
  • اریادخت

    0

    خوبی از خودتونه سلامت باشید

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    عزیز دلید💋

    ۱۱ ماه پیش
  • سوگند

    1

    نویسنده جون چرا افروز رووسط نمیارید فقط یه اسم ازش هست

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    کم مونده بهش برسیم.❤️

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه ❤️

    1

    عجب سردار بیچاره چیکار کرده میخواد بچزوندش 🤔؟!میخواد تر و خشک رو با هم بسوزونه آیا ؟!

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    بعیده. عطا خیلی منصف‌تر از این حرفاست💋❤️

    ۱۱ ماه پیش
  • راز

    0

    سردار چکار کرده ک عطا ازش کینه داره

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    اینو باید از دل افروز پرسید.😢

    ۱۱ ماه پیش
  • فخری

    2

    فاطمه جون ممنون از رمان خوبت عالی دستانت توانا و قلمت مانا موفق باشی عزیزم 🌹❤🌹❤

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    عزیزدلی شما. ممنون از محبتتون❤️💋💋

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا

    0

    سردارکه گناهی ندارد دیگه چرا میخاد اونا بازی بده برا ماهم سوال چرا افروز پیداش نیست تازه میخادبره به سرداربگد بچه ی صراف تادرحقش بزرگتری کند

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    ابروز دلش از خیلیا شکسته.😢

    ۱۱ ماه پیش
  • م.ر

    0

    وا سردار سوختش تو ای عشق😢

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    دلم واسه سردار کبابه😢😢

    ۱۱ ماه پیش
  • فروغ

    0

    این پارت هم مثل پارت های قبل جذاب و قشنگ بود مرسی از فاطمه جوون بابت این قلم زیباشون

    ۱۱ ماه پیش
کپی شد!