دکتر اقیانوس به قلم زهرا رمضانی (هور)
پارت بیست و سوم :
حسام، با چهرهای مملو از ترس و حیرت، تلاش میکرد خود را از چنگالهای برسام رها کند؛ اما هر بار که تلاش میکرد، فشار دستان برسام بیشتر میشد و او را بیشتر به قعر جهنم فرو میبرد.
عابد برای جلوگیری از کشته شدن حسام، از پشت خواست برسام را بگیرد که با نعرهی خشمگین برسام از حرکت ایستاد که غرید:
- با اون عمویی عوضی دستت تو یک کاسه است نه؟ تو من رو لو دادی؟ بخاطر چی؟ ها؟
صدای نعره
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۹۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

زهرا رمضانی | نویسنده رمان
🙂❤️
۱ سال پیشمریم
1خیلی ممنونم عزیزم پارت قشنگی بود
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
فدات بشم
۱ سال پیشزهرا z
2خسته نباشی نویسنده توانا اگه برسام که میدونه چکار کنه
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
این همه اعتماد به برسام واقعا لذت بخشه
۱ سال پیشفهیمه
1درود ادم به خانواده خودش نمیتونه اعتماد کنه چه برسه به غریبه
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
دقیقا دورهی بدی شده
۱ سال پیشثریا
3خسته نباشی عزیزم عالی بود 🤗🧡 ببینم برسام چه میکنه👀
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
فدات بشم میریم جلو
۱ سال پیشترنم
6امیدوارم عابد بهش کمک کنه کهربا رو نجات بدن بخاطر برسام ببین کارش به کجا رسید
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
من تضمین میکنم عابد کمک میکنه
۱ سال پیشنفس
4خوب خدا رو شکر حداقل یک دوست خوب برای برسام باقی مونده آدم نمی دونه به کی باید اعتماد کنه خدا کنه همه چی خوب پیش بره ممنون زهرا جون
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
انشالله خوب پیش میره
۱ سال پیشاسرا
3آخه عشق۲روزش دچارمشکل نشه🙏
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
عشق دو روزه اما عمیق
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Nijla
1برم پارت بعدی 😁🫣