پارت پنجاه و سوم :

شاهین به چشمان بسته مرد خیره شد.
پدرش از لحاظ ظاهری درست مثل یک سال گذشته بود.هیچ‌گونه تغییری نکرده‌بود.
اما روحش،شاهین می‌توانست حس کند.
انگار روح پدرش در آن محفظه شیشه‌ای اسیر شده‌بود.نه می‌توانست به جسم‌ش برگردد و نه می‌توانست پر بکشد و برود.
کسی چه می داند؟ شاید برزخ هم این‌گونه باشد!شاهین به آرامی نفسش را به بیرون فوت کرد و بخار اندکی از دهانش خارج شد.
در هما

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۶۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت یاسمین آریانفر در رمان عاشقانه تراشه مرگ از نیلوفر سامانی یاسمین
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان امید
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان آنا و آناهیتا
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان لیلا دلنواز
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان یامور
شخصیت شاهین موحد در رمان عاشقانه تراشه مرگ از نیلوفر سامانی شاهین
رمان تراشه مرگ شخصیت رهام رهام
رمان تراشه مرگ محیط آزمایشگاه
رمان تراشه مرگ شخصیت دانیال دانیال
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • لاله

    0

    حق با شاهینه.ادما جز خودشون هیچ کسی رو ندارن

    ۳ روز پیش
  • Moon

    0

    به نظر ادم خوبا دارن بد میشن

    ۶ روز پیش
  • آرزو

    0

    عجب اگه یاسمین پدرشو ببینه اینبار حتماً ی شوکه بهش وارد میشه

    ۷ روز پیش
  • Mia

    0

    میتونم با تمام وجودم بگم رمانت و قلم بشدت قویه و قوه ی تخیلت که محشره 🤩😍❤️

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ای خداااا قلبمممم🥺💕 مرسی از لطفت قشنگمممم💕💕

    ۳ ماه پیش
  • حدیث

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    فقط پدرش...که البته معلومم نیست زنده‌ست یا نه

    ۵ ماه پیش
  • هانیه

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    فقط پدرش...البته هنوزم مشخص نیست میتونه به زندگی برگرده یا نه🥲❤️

    ۶ ماه پیش
  • نفس

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    میبینم شاهین حسابی دلتوووو برده😍😍❤️‍🔥❤️‍🔥

    ۸ ماه پیش
  • Viana

    0

    وای خدا یعنی چه اتفاقی افتاده

    ۱۱ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خدا میدونه😁

    ۱۱ ماه پیش
  • ترنم

    0

    دلم برا یامور هم میسوزه ها ولی کمی هم دلم خنک میشه شاهین محلش نمیزاره اون میتونه با یاسی باشه فقط😎🙈

    ۱۱ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    شاهین برای یامور واقعا مهمه🥲💔

    ۱۱ ماه پیش
  • ترنم

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    نه عزیزم مامانش نیست💔

    ۱۱ ماه پیش
  • Niki

    0

    جالب شد مرسی عزیزم😍❤️

    ۱۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    💙💙💙

    ۱۲ ماه پیش
  • تارا آرام

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    این محفظه‌ها به نحوی موضوع اصلی تراشه مرگ هستن😁😁و خود تصادف به طور مستقیم ارتباطی نداره😁💙

    ۱۲ ماه پیش
  • تارا آرام

    0

    وای خیلی هم کنجکاو شدم برای موضوع اصلی و هم میترسم ، ولی واقعاً خیلی کنجکاوم، خیلی دوست دارم بدونم، مخصوصا که تاکید می کنی روش ، دیگه بدجوری مشتاق دونستنش میشه آدم...☺️ یعنی غیر مستقیم!؟😁🤔 این شکلکا بیشتر ترسوندم🫠

    ۱۲ ماه پیش
  • تارا آرام

    0

    یعنی این موهبت شاهین چیهههه؟؟؟ ببین نیلویی جونم هر پارت که میره جلو، این جناب اسمشو نبر جذابتر میشه؟ یعنی چی عاقا...، اصلا یعنی چی تو هر رمانت کلی شخصیت کراش خلق می کنی...، من نوموتونوم تحمل کنم، من تاب ندارمممم..

    ۱۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ای خدااا😍😍 خداروشکر که شاهین هر پارت جذاب تر میشه😎😁 منم همینو میخوام😎😁😂

    ۱۲ ماه پیش
  • تارا آرام

    0

    متاسفانه من نمیخوام😅😁 تهش ضربه ی روحی میخورم آخه🫠😆😉

    ۱۲ ماه پیش
  • علیرضا۲۷

    1

    وای چه ازمایشگاه ترسناکی ،منکه با دیدن عکسشم ترسیدم.

    ۱۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😁😁😁😁

    ۱۲ ماه پیش
  • تارا آرام

    0

    وای نیلویی ، این چه پارتی بود، به جای شما ه پارت باید بالاش میزدن ،پارت برگ ریزون... یعنی اصلا نمیدونم اینقدر نکته و حرف داشت نمیدونم واقعا چطوری بگم...

    ۱۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قربونت برم من😍😍😍 مرسییی از کامنتای خوبت💙💙💙

    ۱۲ ماه پیش
کپی شد!