تراشه مرگ به قلم نیلوفر سامانی
پارت پنجاه و دوم :
آنا به آرامی روی تخت خوابیدهبود و به لطف ماسک اکسیژن، نفسهایش مرتبتر شدهبود.
از طرفی دارویی که یامور برایش تجویز کردهبود، باعث شده بود تا به خواب عمیقی فرو برود و از آن تنش ذهنی دور بماند.
آناهیتا نیز کنار خواهرش دراز کشیدهبود و برخلاف او، ماسک اکسیژن خودش را کمی پایین دادهبود.
دستش را زیر سر خود گذاشتهبود و از گوشه چشم با ناراحتی داشت به خواهرش نگاه میکرد.
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۰۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
Moon
0همه چی زیر سر ارجمند و منصوریه حس میکنم
۱ ماه پیشSomebody
0دقیقا چجوری چند خط داستانی متفاوت رو همزمان داری جلو میبری؟رهام،دوقلو ها،شاهین،یاسمین و.... واقعا دمت گرم:)
۵ ماه پیشمهدیه
0میتونم بنویسم پشمااااااااااااااااااااااااام 😶
۶ ماه پیشهانیه
0مثل همیشه عالی بود💫❤️
۷ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
عزیزمی❤️
۷ ماه پیشنفس
0وای خدایاااا مگه میشه ی نفر انقدر خوب بنویسههههههه
۱۰ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
عزیزدلمی که😍❤️✨️ بوس بهت
۱۰ ماه پیشترنم
0وااای عالی مرسی از همه اطلاعاتت خداقوت عزیزم💚هر بار هیجان انگیز تر و معمایی تر میشه🤩🤩
۱ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
قربون تو💙💙 مرسی از کامنتای قشنگت😍✨️
۱ سال پیشعلیرضا۲۷
0چه هیجان انگیز ،چقدر قشنگ همه چیو توصیف میکنی،دستت طلا عزیزم
۱ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
عزیزدلمی💙💙 خوشحالم از اینکه از خوندنش لذت بردی و کامنتای قشنگتو ثبت کردی💙💙
۱ سال پیشسهیل۲۹
1وای خدایا اینهمه حجم از معماها و اطلاعات مغزم هنگ کرد..واقعا ماشالله بهتون خانم سامانی عزیز👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻
۱ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم😍😍 خوشحالم از اینکه از خوندن تراشه مرگ دارید لذت میبرید💙💙
۱ سال پیشSetareh
2این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بله عزیزم💙
۱ سال پیششیرین
1عجب وضعی شده هی رفته رفته همه چی داره قاطی پاتی میشه
۱ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
دقیقا😁💙
۱ سال پیشRoghayyeh
1وای😍🫨خیلی هیجان انگیز شد مثل اون فیلم که میخواستن برن به ۱۲۰ سال دیگه مریخ
۱ سال پیشفاطی
1هزارتوی آزمایشگاه..هر طرف آن رازی نهفته.با فهمیدن آن ممکنه حس های زیادی را تجربه کرد.ترس.هیجان.غم.خنده.هر غیر ممکنی ممکن شده..هرپارت با چالش روبرو میشوی که مغز مانند هک کردن عمل میکنه ذهنت پر میشود از کدها همه سریع از جلوی چشمات رد میشود..هر کُنشی واکنشی به دنبال دارد و من در حال پردازش پارتهام
۱ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
💙😁💙😁
۱ سال پیشآوا
1واقعا دانیال با بردیا ویژگی هاشون ربط داره؟نکنه پلیسه؟حقیقتا فک میکردم کاراکتر مورد علاقه ات برسام باشه و بعد بردیا ، ولی من خیلییی دوست دارم بدونم واکنش اناهیتا درمورد موضوع پدر و مادر یاسمین رو بدونم واقعا کنجکاوم،نیلوفر جونم عالیییییییییییی بود
۱ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
من برسام هم دوست دارم ولی خب بردیا خیلی مظلوم بود🥲💙
۱ سال پیشآمینا
1بلاخره آناهیتا عکس رو دید منتظرم حرفاشو بشنوم. چرا بابای شاهین رو گذاشتن تو محفظه نمرده؟؟؟
۱ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
به زودی مشخص میشه گلم💙
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

لاله
0چه جالب من نمیدونستم.