توکا به قلم مهتاب جهان فر
پارت صد و بیست :
خیالش که از بابت عمیق بودن خواب مانی راحت شد، سمت آشپزخانه رفت. جملیه داخل حیاط مشغول بود. از فرصت استفاده کرد و نردبان دوطرفهی چوبی را از کنار دیوار برداشت. کمی سنگین بود اما برای توکا آن لحظه هیچ چیزی جز ارضای حس کنجکاویاش اهمیت نداشت.
نردبان را درست زیر در پشت بام که از وسط سقف آشپزخانه باز میشد گذاشت و با سرعت از آن بالا رفت. در چوبی مربعی شکل را با احتیاط باز کرد. قدیمی بود و ل
لطفا صبر کنید...
