پارت پنجاه و یک :


دست آریش را گرفتم و به سمت پله‌ها کشیدم. سرد بود؛ انگار تمام گرمای زندگی از وجودش رفته بود. قدم‌هایش سنگین و بی‌اراده بود، مثل مردی که روحش همان‌جا، در میان آن رودخانه‌ی رنگین و شکسته روی پارکت، جا مانده و فقط جسمش با من می‌آمد. پله‌ها را با سختی بالا رفتیم. هر نفسش صدا داشت، شبیه ناله‌ی خفه‌ی کسی که از درون خالی شده.
راهرویی که به سمت قلمروی آتش می‌رفت، بلند و ساکت بود. نقاش

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۳۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • زن آرین

    3

    بچه ها همتون گفتین نورا جای آریل رو برای الان پر کرده ولی فقط منم که حس میکنم نورا برای آرین شبیه لیلی عه؟

    ۲ هفته پیش
  • معصومه

    0

    چقدر خوب گفتی دقیقاا

    ۲ روز پیش
  • رویا

    0

    چرا باید وسط این همه استرس با جمله سرباز پاشو خندم بگیره..

    ۲ ماه پیش
  • ناززاد

    0

    الهی دلم رفت🥲😂

    ۳ ماه پیش
  • زن دیوا

    4

    رابطه ی الا و ارین منو یاد گیاه گوشت خواری میندازه که به جای حشره فلفل به چنگکاش گرفته و ولش نمیکنه و اون فلفل باعث پژمردگیو پوسیدگی گیاهه میشه

    ۴ ماه پیش
  • Helia

    3

    آذرخش داداش یکم جدی باش

    ۴ ماه پیش
  • هلیا

    4

    اذرخش عالیهه🤣✨

    ۵ ماه پیش
  • هلیا

    0

    نبرد شروع شد

    ۵ ماه پیش
  • هلیا

    0

    فکر میکردم ما عاشق همیم😭

    ۵ ماه پیش
  • میم کویین

    3

    یه حسی بم میگه آتش نی نیو نجات میده..

    ۶ ماه پیش
  • Ferferishoonam

    4

    ای خدا این آذرخش چقدر شیرینه🥲😍

    ۸ ماه پیش
  • پرنیا

    6

    این آدرخش هم داره از دست میره یواش یواش😂

    ۱۱ ماه پیش
  • فیونا

    5

    خب خدا رو شکر سوءتفاهم ها برطرف شد! موقع شروع جنگ آذرخش توی خواب ناز به سر می بره.. از بچگی هم آرزو داشته چشم هاشو که باز می کنه نورا رو ببینه😂🫶🏻:)) در انتظار ورود آتش...👀🔥

    ۱۱ ماه پیش
  • کستیل

    1

    خداوکیلی خیلی بهم میومدن اصلا. آلا آروم و مامی طوره و شوران وسواس و شیطنت طور ☺️❤️ تا آخر عمرشون حرف، کل کل و دعوا و مسئله واسه گفتن داشتن

    ۱۱ ماه پیش
  • کستیل

    3

    آتش کجاست؟ 🤔 دلم براش تنگ شده 🥲❤️ اسپویل: آقا اونطرف دوست داشتم آلا با شوران باشه، الان دوست دارم نورا با آتش باشه ولی همش میزنن تو ذوقم چرا اینطوری میکنید با من شما 😭

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    8

    خدایی الا با شوران؟😂😭اتش با نورا؟😭😭😭😂روحم ترک برداشت😂

    ۱۱ ماه پیش
  • اکرم بانو

    6

    😂😂😂😂حالا اریل و میگفتی باشوران یه چیزدیگه بود😂😂😂

    ۱۱ ماه پیش
  • برگ

    3

    منم واقعاالا وشوران رو یه جور دیگه دوست داشتم خیلی روحشون شبیه هم بود

    ۱۱ ماه پیش
  • Helia

    5

    آذرخش داداش عالی هستی😂

    ۱۱ ماه پیش
  • زینب

    2

    مطمعنی به چشم داداش میبینیش؟؟؟؟

    ۱۱ ماه پیش
کپی شد!