بازمانده نامیرا به قلم سهیلا عبدی
پارت پانزده :
فصل دوم: وجدان بیدار
با خماری چشمهام رو باز کردم و صورت معصوم فایلین رو نزدیک خودم دیدم. موهاش رو بهآرامی کنار زدم و پیشونیش رو بوسیدم. لبخندی زدم. چقدر از اینکه حالا فایلین رو در آغوشم داشتم خوشحال بودم! چقدر این عطر رو دوست داشتم! با لذت عطرش رو بو کشیدم.
لحظاتی بعد روی شکمم خوابیده بودم و بالش سفیدم رو بغل کرده بودم که صدای گریه آرام کسی خوابم رو بههم زد. اینباØ
مطالعهی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
سارا
0فعلا نظری ندارم
۵ ماه پیششوگل
0مگه میشه برای یک متجاوز دل سوزاند حال مز خواد هرکی که باشه
۵ ماه پیشfatima
0ن اصلا دلم براش نمی سوزه
۶ ماه پیشویلیام عوضی
0واییی این مرد خیلییی حرومزادهههه ازش متنفرم همه ادمایی ک ب بقیه *** یا دست درازی میکنن سزاوار بدترین مرگن
۶ ماه پیشسارا
1از اول دوسش نداشت فک نکنم شانسی داشته باشه
۷ ماه پیشs
1امیدوارم بمیره
۷ ماه پیشسارا
2ن به ویلیام میشه شانس دوباره داد
۸ ماه پیشسارا
2آره میشه یه شانس دوباره بهش داد ویلیام از اندرو بهتره
۸ ماه پیشمحیا
1به نظرم ویلیام هر بلایی سرش بیاد حقشه هر چیزی ام باشه نمیتونه بخاطر خودش زندگی یکی دیگه رو خراب کنه
۹ ماه پیشباران
1نه نمیسوزه
۹ ماه پیشرویا یزدانپور
0خودش هم نمیدونه اما فایلین رو دوست داره
۱ سال پیشثریا
3ویلیام حقش بوده هر چی سرش اومده😌
۱ سال پیشثریا
2خسته نباشی عزیزم 🌹😉
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Ali
0نمیدونم شاید اگه یک شانس بهش داده شه فقط در حد بخشش