هوده به قلم مهدیه سجده
پارت صد و سیزده :
ضامن را آزاد و به صورت پر از حرف یاسین لبخند زد؛ اما صدای شلیک گلوله مثل ناقوس مرگ در گوش همه زنگ زد. نگاه یخ کرده تهام به دستش رسید و خون از لابهلای دندههایش بیرون جهید. سهرابی پشت لولهی داغ کردهی کلتش نفس نفس میزد و خیره به پسر جوان مقابلش ماند که نقاب از صورتش افتاد و لبخندش در تناقض سد نگاهش بود. یاسین دستش را از بین سربازها بیرون کشید و سمتش پا تند کرد تا قبل از افتادنش او را در آØ
مطالعهی این پارت حدودا ۱۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۱۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
فاطمه
0دختر عالی بود رمانت و ب شدت لذت بردم هرچند بعد کلی وقت که رمانت تموم شده بود من تازه خوندمش ولی ی مشکل کوچیکی ک رمانت داشت این بود ک هنوز ی ذره از گره ها برای ما درست باز نشده بود،. ی جوری بود انگار داخل ذهن خودت بوده و فقط ی بخشیش رو برای ما نوشتی نه دقیقا اون چیز کاملی ک تو ذهنت بوده
۶ ماه پیشمحدثه حسین زاده
1و تهام... پایان این هوده بود
۷ ماه پیشماهو
2مرسی از نویسنده عزیز کار واقعا جذابی بود واقعا با کرکترا بیشتر بهنود درد کشیدم زجرکش شدم..حس میکنم قلبمو ازدست دادم بخاطر تمام اوناییکه زندگیشونو عمرشون سر یه سری اشتباه از دادن واقعا دردآور بود...تهام گناه داشت خیلیاشون این حقشون نبود..
۸ ماه پیشماهو
1چرا پروانه وکالتش تعلیق شد؟
۸ ماه پیشAsal
2فکر میکنم نزدیک به یک سالی هست که از انتشار این اثر فاخر گذشته خیلی دیر رسیدم بهش ولی با تمام وجود دوستش داشتم🫶🏻 قشنگ به جون و دلم نشست این رمان ممنون از نویسنده ی عزیز♥️
۹ ماه پیشفاطیما
0چرا میگن یاسین بازیچه تهام شده ؟
۱۱ ماه پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
انتهاش متوجه میشی❤️
۱۱ ماه پیششهد
1ممنون از نویسنده عزیز که این رمان دلپذیر و جذاب را رایگان در اختیار خواننده ها قرار دادند من داستان را خیلی دوست داشتم جذابیت داستان باعث شد که منتظر پارت های بعدی باشم و تمام شخصیت ها برام قابل درک بود
۱۲ ماه پیشرستا
3آتش سوزی علیرضا داخل کارخونه بود و فیلم میگرفت..؟ این موضوع مشخص نشد،مربی موتورسواری باربد یاسین بود یا تهام؟ این همه علیرضا سرچی خود سوزی کرد؟پدر تهام چیشد ک عاقبت اون با علیرضا و یاسین زندگی میکرد؟ پدر علیرضا و یاسین چیشد؟خونه ایی ک تهام محیارو برد خونه پدری یاسین بود یا خودش؟ چرا از طرفی ..
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
علیرضا خودشو تو اوراقچی ماشینا اتیش زد و تهام اونموقع داشته با دوربین قدیمی علیرضا بازی میکرده که اون فیلم رو گرفت(همونی که تو اتاقک برای بهنود و هاتف پخش کرد) علیرضا وقتی از کیسوک بیرون زد فکر کرد تهام خوابش برده ولی تهام بیدار بود و بازم داشت با دوربین بازی میکرد و وقتی اتیش رو دید با دوربین روشن
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
خونهای که تهام محیا رو برد خونهی پدر و مادر خودش بود و یاسین از این ماجرا خبر داشت.
۱ سال پیشرستا
2چرا از طرفی تهام یاسین رو برادر و دوست و رفیقش میدونست ولی از طرفی ازش متنفر بود چرا این همه قتل رو انجام داد؟میشه همه این سوال ها رو جواب بدید تا ابهامات ما برطرف بشه تا درک درستی از پایان رمان بهمون برسه
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
تهام بعد علیرضا فقط یاسین رو داشت دیگه و یاسین هم به نوعی خودش رو در قبال تهام مسئول میدونست چون تو نامه علیرضا هم نوشته بود که برای تهام برادری مثل من باش ولی یاسبن نمیتونست بیخیال انتقامم بشه و ناخواسته تهامم وارد بازی کرد چون تنهایی نمیتونست از پسش برییاد و میخواست یه انگیزه داشته باشه یه حالت کن
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
کنس واکنش داشت. قطب مثبت یاسین میخواست مراقب تهام باشه و قطب منفیش دنبال انتقام بود و تهامم بخشی از انتقامش بود و ته ذهنش از اونم کینه داشت برای اینکه فکر میکرد تهام باعث تو تله افتادن علیرضا بود. نمیدونم چه قدر تونستم منظورمو برسونم🙏🏻اگر بازم قسمتی مبهمه بهم بگو
۱ سال پیشرستا
1و تهام سر این موضوع از یاسین کینه ب دل میگیره ک چرا بخاطر لجبازی با یاسین باعث مرگ مادرو خواهرش شده، سر این جریان باعث شد این همه ادم بکشه و قاتل اعداد بشه؟ نقش یاسین این وسط چی بود؟چطوری از کجا این همه تحقیق کردن تا تونستن این ادم ها رو پیدا کنن و ب هوده شون برسونن، و اینکه چیشد ک تهام روز آتش..
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
یاسین انگیزهی اصلی انتقام رو داشت چون به چشم مرگ برادرش رو دیده بود و به جنون رسید. تهام رو بازیچهی خودش کرد و با عذاب وجدان دادنای مداوم اونو قانع کرد تا ازش پیروی کنه! پدر علیرضا و یاسین بعد خودسوزی علیرضا سکته میکنه و میمیره، پدر تهام هم تو خانه سالمندان بوده
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
یاسین از همون سالی که علیرضا خودسوزی کرد دنبال حقیقت بود و با کلی نحقیق به ادمایی رسید که مثل خودش به نوعی اسیب دیده بودن و با کمک علیمردانی تونست به مدترک کارخونه و شرکت اطلس و خزر و پروژههای بایگانی شدهی همون پونزده سال پیش برسه و از طریق علی اقایی فهمید بالا دستیاش کی بودن و سراغ اونا رفت و با
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
و همینطور پله پله با پیدا کردن ادما و شکنجه کردنشون همه ادمایی که مثل دومینو بهم ربط داشتن رو پیدا کرد اما ریشه اصلی قادر ایوبی بود که خارج از کشور بود و فقط با درست کردن یه جنجال اساسی یعنی راه انداختن قتلای زنجیرهای میتونست سر و صدا کنه تا ذربین دولت روی قادر ایوبی بیوفته و پرونده ها گذشته دوباره
۱ سال پیشرستا
1بعداز کلی فراز ونشیب بالاخره تموم شد یعنی قاتل همه تهام بودنه یاسین؟نقشه ها همه زیر سرتهام بود؟چون یاسین مسخره اش کرده بود ک تو نمیتونی موتور سواری کنی تهام هم بخاطر لجبازی سوارموتور شد وقبل اینکه ب دیوار برخورد کنه مادرش ک حامله بود خودش رو جلو موتور میندازه تا از برخورد تهام ب دیوار جلوگیری کنه
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
قاتل اصلی و برنامه ریز همه چی یاسین بود یاسین دو قطبی بود و همیشه قطب منفیش دنبال انتقام علیرضا بود اما تنهایی نمیتونست اینکار رو انجام بده و با عذاب وجدان دادن به تهام برای ابنکه هم باعث مرگ علیرضا هم مادرش بود اون رو با خودش هم مسیر کرد و به جورایی اونو مرید خودش کرد
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
اما تهام وقتی با بهنود اشنا شد کم کم ازش خوشش اومد میدونست سکوت بهنود باعث شد که علیرضا نتونه از خودش دفاع کنه و میدونست که چندسال بعد از مرگ علیرضا بهنود قادر ایوبی که مسبب اصلی تمام اتفاقات گذشته و زمان حال بوده رو تو دادگاهی که برای پول های اختلاس شده(پول زمین پدر تهامم جزوش بوده) تبرئه کرده
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
ولی متوجه شد بهنود عوض شده اما با یاسین همکاری میکرد و ازش پیروی میکرد یعنی یاسبن نقشه قتل میکشید و خودش مقتول ها رو میکشت و تهام همدستش بود که کارایی مثل تعقیب و رسوندن بسته ها و دزدیدن مقتولا و درست کردن فیلم و تماسا و …رو انجام میداده ولی زمانی که فهمید میخوان بهنود رو بکشن نتونست کاری نکنه و نجا
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
و برنامه یاسین رو خراب کرد و همونجا که یاسین توبیمارسنان بهش حمله میکنه داشته بهش اخطار میداده ولی تهام همونجا میفهمه یاسین دلسوزش نیست و بازم بهنود داشت نجاتش میداد و کم کم با یاسین دچار اختلاف میشه. یاسین یه شخصیت خوبم داشته که تهام رو دوست داشته و این اختلال شخصیت تو کاراش مشخص بوده
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
تهام برای متوقف کردن یاسین تو همون اوراقی که بهنود داشت هاتفو میزد جاش رو به پلیس لو میده تا بهنود و باربد رو نجات بده و یاسین رو اونجا گیر میندازه تا پلیس دستگیرش کنه و بعد کلا همه چی رو ول میکنه چون با نبودن یاسین دیگه انگیزه ادامه دادن نداره و اونجا حافظ پیرزاد که به هدف انتقامش و کشتن زرباف نرسی
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
پدر تهام در حقیقت از طرفی با از دست دادن زمینش باعثمیشه پدر یاسین و علیرضا بیشتر کار کنن و پدر علیرضا تو همون شیفتای طولانی کار کردن پاهاش رو تو یه تصادف از دست میده و علیرضا هم که میخواد پول بیشتری به دست بیاره میره توکارخونه کار میکنه و شاهد کشتن ماظر کیفی میشه و چون تهامم اونجا بوده با ترسیدنش
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
علیرضا رو مجبور میکنم جلوی همه کارگرا اعتراف به قتل ناظر کیفی بکنه و به اتهام دزدی براش حبس میبرن و برای اینکه میذونست هیچ راه فراری نداره خودسوزی میکنه تا پرونده قتل کارخونه ذپالفقاریا و هاتف و ایوبی مختومه اعلام بشه و در عوضش خانواده علیرضا و علی اقایی پول میگیرن
۱ سال پیشفخری
3ممنونم از رمان خوبت مهدیه جان خسته نباشی عزیزم قلمت ماندگار ❤❤🌹🌹
۱ سال پیشندا
3مخاطب خاص شما ممنون عالی بود مرسی
۱ سال پیشاهو
4ممنونم از رمان خوبت ...عالی بود خسته نباشی 🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

فاطمه
0و بعد داخل کامنت ها و نظرات واضح برامون روشنش مردی موضوع رو مثلا همین داستان فیلمی ک تهام گرفته بود از اتش سوزی و اینجا گفتی ک داشته با گوشی بازی میکرده و ب نظرم اگه این ی سری ابهامی ک تو کامنت ها روشن شد تو خود رمان واضح تر میگفتی بهتر بود، اما در کل خیلی خیلی لذت بردم عزیزم قلمت خوش