حکومت زنان به قلم مبینا ترابی
پارت چهل و سوم :
با ترمز شدید خودرو در فاصله ی ده متری ام، زمین لرزید.
چشم هایم بی اختیار به خودرو سیاه رنگ دوخته شد؛ نگاهی گنگ، پر از حیرت و سرگردانی. نور چراغ های خودرو نگاه پر اشکم را آزار می داد.
انگار در آن لحظه، زمان میان من و مرگ، به تار مویی بسته شده بود.
و ناگهان…
فریادی آشنا، از دل تاریکی باران، روح خسته ام را به بیرون کشید.
با دیدن کیوان، سیلابی از اندوه در گلویم فرو ریخت؛ تلخ ت
مطالعهی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۶۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

م
2فقط امیدوارم خلاف کار نشه مارال 😔🙏🏼