پارت صد و چهل و دوم :

دسته‌ی نقره‌ای و باریک چنگالش را با پایان حرفش در بطری انداخت سپس بدنه‌ی شیشه‌ای بطری را در دست گرفت و با ضربه‌ای ملایم توسط کف بطری به میز، صاف نشست و پس از دم عمیقی، نگاهش را روی چهره‌های منتظر رقصاند و بی‌اهمیت به نگاه افرادی که پشت‌سرش بودند از جمله هومن که هنوز متوجه حضورش نشده بود، پای بغضش را نیامده قلم کرد.

- هممون میدونیم تک‌دختر یه خانواده بودن میتونه خیلی لذت‌بخ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۴۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • رعنا

    0

    کدوم دختر مظلوم لابد چند تا از ویژگی های دختر مظلوم کلاهبرداری و به واسطه ای اون گیر افتادن یه دختر از همه جا بی خبر به چنگال هانتر

    ۶ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    هومن بدجوری تحت تاثیر گذشته شیرین قرار گرفته

    ۶ ماه پیش
  • فاطمه ❤️

    2

    چقدر مرد این بچه 👏👏👏👏👏👏💜💜💜💜

    ۶ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    هومن عزیز مادرشه🤍

    ۶ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    2

    شیرین اگه هومن اومد باهات کوفتت بشه این بچه..این بچه سینگلیش بهتره😔

    ۱۲ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    هومن به راحتی وا نمیده🫣

    ۱۲ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    هومنن مال منننن...هومن عزیزم🥹✨

    ۱۲ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    هومن واقعا کار مردونگی و تموم کرده:))

    ۱۲ ماه پیش
  • فیونا

    1

    طفلک شیرین.. تموم این سال ها عذاب وجدان قهر با باباش و غم از بین رفتن خوشبختیش و داشته ولی می خندیده:) هومن هم مردیه برای خودشاا.. هیچکس جرئت و جسارت ایستادن جلوی ایرج اونم برای نجات خودش و وجدانش و نداره! حالا رامی که ظرفیتش پره.. اگه شیرین هم از دور خارج شد، هومن و بدید من ببرم😁🫶🏻

    ۱۲ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    همه توی ناجوری غم خاص خودشون رو دارن و هرکسی به روشی داره تحمل میکنه! هومن سرش درد میکنه واسه دردسر، پسرم با عشق تقدیم شما😁🤍

    ۱۲ ماه پیش
کپی شد!