پارت صد و سی و سوم :

آن‌سوی قصه‌ی ناجوری؛ در اتاقی نیمه‌تاریک که نور تابیده به داخل از پنجره‌ی کوچک و نزدیک سقفش چندان توان روشن کردنش را نداشت، صوت نفس زدن‌های یکتا که پلک‌هایش از خستگی هر لحظه برهم می‌افتاد و در تلاش بود خود را هوشیار نگه دارد، دست به شکست سکوت زده بود. پاهای سوخته‌اش، آرنج شکسته‌اش و گردن خشکش در کنار هم چنان دردی به تن این مرد وارد کرده بودند که دیگر جریان حس را در اندام‌هایش متوجÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۳۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • سیسی

    1

    چرا عکس شخصیت دامیار نیستتت

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    2

    فکر کنم کاپیتان هترو هم جزو شخصیتای اصلی باشه که قراره جدید به داستان اضافه بشه...فقط امیدوارم اون سه نفر به چهار نفر تبدیل نشن😂😭

    ۱ سال پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    توی ناجوری رسم دارن هرکسی وارد شد یه‌دور واحد عشق به رامی رو پاس کنه🫣😂

    ۱ سال پیش
  • راز

    2

    واقعا سه نفر میشن چهار نفر چ کولاکی میکنه رامی

    ۱ سال پیش
  • فیونا

    4

    انگار قراره یه شخصیت جدید با چشم های ناهمرنگ وارد داستان بشه:) احساس می کنم همه ی شخصیت های ناجوری نیاز به یه خواب طولانی با آسایش دارن... انقدر که بین هدف های مختلفشون توی این دنیای ناجور غرق شدن و خسته ان...

    ۱ سال پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    درسته.. ولی البته که قرار نیست به حال خودشون راحت ولشون کنم👀🍃

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️