پارت صد و هشتم :

***
تمام شب آرش کنارش داخل اتاق بیمارستان مانده بود و بهنود مقابل تمام صحبت‌های او ساکت ماند. رفیق قدیمی‌اش فهمید، بهنود پر از حرف شده که لب باز نمی‌کند؛ اما اخلاق گند او را خوب می‌دانست که فقط تنهایی دوباره سرپایش می‌کند، بهنود آدم تقسیم کردن دردهایش نبود! آدم حرف زدن و درد و دل کردن هم نبود، فقط جوری توی خودش می‌رفت که کسی دستش به زخم‌های سرباز کرده‌اش نرسد و الان سرتاپا زخم بود

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۲۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • رستا

    1

    یاسین ک مشخصه انتقامش برای چیه ولی جریان حافظ چیه..چ نسبتی با یاسین و علیرضا داشت و اینکه انگیزه اش برای این کارها چی بود رو من متوجه نشدم و تهام مگه چندسالشه الان ک موقع آتش سوزی بچه بوده و چرا اونموقع اونجا بوده؟درحالی ک یاسین اون موقع پشت کنکوری بود میشه نسبت علی رضا و یاسین با حافظ و تهام بگی

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    تهام اون زمان که علیرضا خودشوزی کرد تو کیسوک‌ پسش علیرضا بوده و خودش داشته ترومای مرگ مادرش رو پشت سر میذاشته چون باعث مرگ مادرش که باردار بوده شده و پدرش هم اکثرا تنهاش میذاشته. اون زمان تهام ۱۱سالش بوده علیرضا و یاسین برادذ بودن و تهام پسر دوست صمیمی پدرشون بوده.

    ۱ سال پیش
  • اکرم بانو

    0

    دست از سر بهنود برنمیدارن،چی میخوان ازش دیگه؟تهام دیگه چرا؟به قول معروف مااز دشمن ننالیم که هرکه هرچه کرد باماان اشناکرد...

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    بهنود هم کم اشتباه نداشته اما اشتباهاتش شبیه پتک زدن به دیوار یه سد بوده یعنی ریز ریز ولی عمیق… خودش نمیدونسته چنین فاجعه‌ای‌به بار میاد فقط هم به حاطر سکوتش و دفاع نکردن از حق

    ۱ سال پیش
  • میم

    2

    یاسین و حافظ رو میشد یه جوری تحمل کرد،چون عزیزترین وتنها کسشون رو از دست داده بود واز خطاکارا بیشتر انتقام می گرفتن اما تهام هیچ جوره قابل تحمل نیست لعنتی🤔😠😠🙏

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    انگیزه‌ی تهام هم‌معلوم‌میشه🙈🙈

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    0

    درخواست بدیم باربد بهوش بیاد هم قبول میکنید😅🧐

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    0

    یاسین و حافظ برای انتقام اومدن و هدف شون هم مشخصه ولی تهام برای چی اومده توی این بازی بنظر میاد گرداننده اصلی این بازی خودشه و محیای مظلوم حال اون از همه بد تره وقتی بهوش بیاد و بفهمه تهام کیه و میخواد چیکار کنه 🥲

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    1

    چقدر خوب بود اونجایی که کنار آرش بود و آرش بغلش کرد🤗 خسته نباشی عزیزم عالی بود 😍

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️