پارت بیست و چهارم :

سری تکان دادم و به سمت عمارت رفتم. با اینکه قرار بود شش ماه از قضایای بهمن سیاه دور باشم و کمی با اسباب بازی جدیدم بازی کنم؛ اما حالا اوضاع فرق کرده بود و من هم کسی نبودم که نتوانم شرایط را باب میل خودم وقف دهم. بعد از این ماموریت چنان او را بعنوان سگ شکاری تربیت می‌کردم که دیگر نیازی به اینکه خودم دستم را به خون کسی آلوده کنم نباشد. البته اینکه آرسن هم به اندازه‌ی من از آن زن متنفر بود؛ به

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
ارسال نظر برای این رمان قفل شده است
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!