پارت بیست :


«ملورین»
نمی‌دانم چه شد... لحظه‌ای، فقط ثانیه‌ی کوتاهی خودم را در نگاهش دیدم. او خودِ من بود. همان منی که سالها پیش آن را زیر مشتی خاک خفه کردم. چنان کشتمش که دیگر هیچگاه پیدایش نشود. من او را نابود کرده بودم؛ ولی... با وجود امشب، دیگر نمی‌توانستم مدت زیادی وانمود به خوب بودن کنم. از اتاق که بیرون زدم؛ اشکم لجوجانه بر گونه‌ام چکید. او پر از درد بود و عجیب این دردهایش را حس می‌کردم.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۲۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
ارسال نظر برای این رمان قفل شده است
آخرین نظرات ارسال شده
  • آیلین

    0

    بله نوشته که ارسال نظر برای این رمان قفل شده یه همچین چیزی فقط بعضیا که خودت سوال پرسیدی توشون و میتونی چیزی بنویسی

    ۲ ماه پیش
  • ملیکا کاظمی | نویسنده رمان

    درود عزیزم ببین فقط میشه برای قسمت‌های رایگان نظر ارسال کنی. اگر قسمت‌های وی‌آی‌پی و با سکه نخونده باشی یا عضو رمان نباشی نمیشه نظر بفرستی.

    ۲ ماه پیش
  • ...

    0

    به نظرم این ماموریت خیلی برای ملورین مهمه

    ۲ ماه پیش
  • آیلین

    0

    آقا چرا اکثرا کامنت پارت ها قفل شدن

    ۲ ماه پیش
  • ملیکا کاظمی | نویسنده رمان

    یعنی نمیتونی نظر بدی؟

    ۲ ماه پیش
کپی شد!