پارت پانزده :

ترافیکی پشت ماشین‌های مزبور درست شده بود. برخی ماشین‌ها هم با گفتن متلکی از کنار آزرای سفید عبور می‌کردند. دست دخترک برای دو راننده بالا آمد و به بدنه‌ی ماشین‌هایشان گرفت. همایونفر جلوی داشبورد را گرفت و کمی جلو کشید:
-ببین دختره چه چشم سفیده. الان همه رو می‌زنه.
جسارت دخترک آرش را گرفت. یاد خودش افتاد. وقتی که سربه‌سر پژمان می‌گذاشت و پردیس را دنبال خودش می‌کشید. بارها عز و ج

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۲۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • م

    1

    عجب گیری افتاده وسط این دوتا خل لجباز 😠🤭

    ۷ ماه پیش
کپی شد!