پارت چهارده :

-معلومه بابای خوبی هستی.
نفس عمیقی کشید و افزود:
-عین عماد! خیلی حنانه‌اشو دوست داشت.
-روحش شاد. عماد خیلی منطقی و آروم بود.
-برعکس حنا. دختره جنگی و سرتقه.
-حتما به مادرش کشیده.
همایونفر جوابی نداد.‌ به جایش پرسید:
-مشکل سالن چی بود؟ برطرف شد؟
از جوابی که همایونفر داد فهمید میلی برای ادامه‌ی گفتگو در مورد عروسش ندارد:
-دستگاه‌ها قدیمین کم‌کم دارن مرجوع

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۲۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • م

    1

    ببینیم چه می کنه مهندس آرش،امیدوارم موفق بشه کهدحتما می شه 🙏🏻

    ۷ ماه پیش
کپی شد!