نفس هایم به قلم الهه محمدی
پارت چهارم :
کفگیر را از دست پدرش گرفت:
-باقیشو من درمیارم.
شیر را باز کرد دستهایش را بشوید. آب قطع بود. ناچارا شیر کوچک تصفیه را باز کرد. دستهایش را شست و حوله را برداشت. زنگ در اجازه نداد دستهایش را خشک کند. پشت در آقای ملکی با تکیه بر عصایش ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

رها
1چطور میتونم قلم به این زیبایی رو توصیف کنم؟