پارت هفتاد و هفتم :


اگر شستم را نمی‌کشتم او به مغزم حمله می‌کرد. چنین خیالاتی داشت. یقین دارم. از چروک‌های پیشانی‌ام که هنگام اخم کردن پدید می‌آمدند شنیدم. می‌گفتند شستم این‌گونه می‌پندارد که مغز و اعصابم به شکلی احمقانه کنترلش می‌کنند. رشته‌ی دیگری از گوشت چرخ‌ کرده روی زمین افتاد. اما نه. اگر موهای چرب مردی که در غذاخوری بود را می‌چشیدم، همه‌چیز خراب می‌شد. دیگر هرگز لیلین یا دلون را نمی‌دید

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۴۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️