شدو به قلم ملیکا کمانی
پارت صد و هفتم :
- مرسی آرش... ببخشید نشد درست حرف بزنیم... فعلا!
پاسخ مرد را نشنید، اصلا نفهمید او چه گفت و چه کرد. همانطور که رد شدن سریع اتوبوس از کنارش، تعداد قدمهای طی شده تا دانشکده و نم بارانی که روی پوستش شبنم زد را هم نفهمید. تنها زمانی جریان زندگی زیر پوستش لولید که به در پشتی دانشکده رسید و خواست یواشکی داخل برود که صدای بوق ماشینی نفسش را برید. نیاز نبود برگردد، مگر چند نفر در این شهر بودند که
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۰۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
میخوای سهمی داشته باشی؟
سلام عزیزم. من ملیکا کمانی نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارتهاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمانهای كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.
فخری
0چقدر اشتباه پشت اشتباه آخه تپش خانم کات کن بره کیارزم بیچاره چقدر حرص بخوره از دست تو.عالی بود سپاس فراوان ملیکاجون قلم زیبات مانا🌸🩷🌸🩷🌸🩷
۵ ماه پیشSomeone
1تپش خیلی ساده لوح و ظاهربینه کاش یکم از هوش و درایت مادرشو داشت، از طرفیم نمیشه خیلی سرزنشش کرد چون کیارزم آدم تپش نیست؛ تپش دختریه که توجه بیست چهاری و محبت های زبانی گاه و بیگاه میخواد و کیارزم همچین پسری نیست، از طرفی آرش دقیقا اینجوریه هرچند با نقشه و دوز و کلک دقیقا تایپ تپشه پس نمیتونه ولش کنه
۵ ماه پیشتمنا
5نمیدونم بقیه ام همین حسو دارن یا نه اما عکسی که از کیارزم و تپش گذاشتی حال آدمو میگیره کیارزم عین این بچه انقلابی هاس...یعنی می بینمشون هر چی خوندم میپره
۱ سال پیشثریا
4👌🏻بله منم زیاد به عکس تپش حس خوبی ندارم تو ذهنم براش یه قیافه دیگه گذاشتم
۱ سال پیشآزیتا
2خوشحالم که این قسمت رمان رو تونستم بخونم ازهمه مهم تر امیدورام در امتحان مصاحبه تان موفق باشید کما کان منتظر بقیه ی این رمان هستم تا از دلواپستی تپش وکیارزم درام موفق باشی نویسنده جان
۱ سال پیشماهرخ
3سلام عزیزم ایشالله ازمون ها بهترین نتیجه رو برات داشته باشن موفق باشی. مثل همیشه عالی نوشتی خداقوت
۱ سال پیشثریا
8از ترس تو پناه میارم به خودت اینش رو دوست دارم🤗💓 هر چند بازم میگم تپش اونجور که کیارزم عاشقه عاشق نیست کیارزم حاضره بخاطر تو از آینده خودشم بگذره ولی تو نمیتونی یه کلمه به آرش بگی نه 🙁🙄
۱ سال پیشثریا
4آخ که دلم خنک شد😜 ولی کم گفتی کیارزم باید بیشتر میگفتی این دختر فردا باز پا میشه میره با آرش قرار میزاره😤 خسته نباشی گلم عالی بود فقط یه چیزی این چند پارت آخر بعد چند روز یه پارت طولانی داشتیم دیگه فکر نکنم بتونیم به پارتای چهار پنج دقیقه ای عادت کنیماااا🥺😂
۱ سال پیشم
3خوب بود،براتون آرزوی موفقیت می کنم،شما که پله های موفقیت رد طی می کنید ابن حرفو نزنید خب البته مادر موفقی مثل شما که حتما وظیفه دارید پسر بیارید تا ببینه ودرک کنه زن تنها کاری که ازش برمیاد پسر آوردن نیست 😁💚
۱ سال پیشم
5هنوز کادو عزیز دلش تو کیفشه بعد با دو قطره اشک کیارزم رو *** کرد رفت 😏🙏
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

الناز
2دلم خنک شد تا الان میگفتم کیا سکوت کرده الان که دیگه بهت ابراز علاقه کرده دیگه چرا ولش نمیکنی تو اصلا لیاقت عشق کیا رو نداری