پارت نهم :
اگر میتوانستم قطعاً کاری میکردم که زال دیگر هیچگاه به دنبالش نرود. میدانستم که اگر او حقیقت را میفهمید عصبانی میشد؛ اما این را هم به خوبی فهمیده بودم که هیچ حقیقتی نمیتوانست زال را از برفین متنفر گرداند. سرم را به طرفین تکان دادم. تنها دلخوشیام موهایم بود که این را ه رمان مورد نظر به علت ویرایش تا اطلاع ثانوی امکان عضویت ندارد. با تشکر از صبر و شکیبایی شما مخاطبین عزیز
مطالعهی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۵۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
فرشته
0توضیح مختصر درمورد جاسوس داده بود
۱ سال پیشسهیل۲۹
1وای خدایا..ملورین؟ زال؟ عجججب مثل همیشه ما رو شوکه کردید.. دمتون گرم
۱ سال پیش
ملیکا کاظمی | نویسنده رمان
خوبه که خوشتون اومده😅 در ادامه اتفاقات قشنگتری هم میوفته.
۱ سال پیشثریا
0ولی راه خوبی برای ابراز علاقه به زال نیست شاید اون ازت متنفر هم بشه که خواهرش رو دزدیدی🙄
۱ سال پیشsky
1جوابمو گرفتم😂زیبا بود خسته نباشی عزیزم
۱ سال پیش
ملیکا کاظمی | نویسنده رمان
سلامت باشی. نظر شما و تحسینتون مایهی افتخار منه.
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

زهرا
0چرا من چیزی نفهمیدم میشه کسی برام توضیح بده چرا بااینکه من فصل اول رو خوندم ولی نه چیزی یادم میاد ونه چیزی فهمیدم