پارت سیصد و بیست و هشتم :

-الو، بفرمایید!
-سلام، طاهام. شناختی رها خانوم؟ همسر شیدا.
صدای تیز و پرانرژی دخترک توی گوشش پیچید:
-بله، بله. سلام. حالتون چطوره؟
-متشکرم. مزاحم شدم ببینم کجایید.
-من تو کافه‌ای که با شیدا جون قرار گذاشتم. ولی نیومده هنوز.
-تماس نگرفتید باهاش؟
-چرا. جواب نداد.
-می‌شه دوباره باهاش تماس بگیرید. اینقد که جواب بده.
-طوری شده آقا طاها؟ نگران شدم.
-نه، مربوط ب

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۸۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!