بی رویا به قلم الهه محمدی
پارت سیصد و بیست و هشتم :
-الو، بفرمایید!
-سلام، طاهام. شناختی رها خانوم؟ همسر شیدا.
صدای تیز و پرانرژی دخترک توی گوشش پیچید:
-بله، بله. سلام. حالتون چطوره؟
-متشکرم. مزاحم شدم ببینم کجایید.
-من تو کافهای که با شیدا جون قرار گذاشتم. ولی نیومده هنوز.
-تماس نگرفتید باهاش؟
-چرا. جواب نداد.
-میشه دوباره باهاش تماس بگیرید. اینقد که جواب بده.
-طوری شده آقا طاها؟ نگران شدم.
-نه، مربوط ب
لطفا صبر کنید...
