پارت سیصد و هجده :


-بگم غلط کردم راحت شی؟
-اینم بگی دیگه درست نمی‌شه.
-پس رفتی رو مخش گفته نه، فکراتم جمع کردی دیدی به نتیجه نمی‌رسی داری لو می‌دی.
متوجه شد با صولت حرف زده است. علت عصبی بودن و کم‌طاقتی‌اش لو رفت:
-دنبال راه حل بودم‌.
-دنبال راه حل یا دیدن دوباره‌ی اون بی‌ناموس؟
-من می‌خواستم به موس‌موس کردنای اون نگاه کنم الان تو زیر گوشم عربده نمی‌کشیدی. پرده‌ی گوشم پاره شد

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۸۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • میم

    1

    بالاخره این راز مگورو گفت،حدس می زدم پای خیانت وسط باشه 😮😠

    ۱۰ ماه پیش
کپی شد!