پارت سیصد و هجده :


-بگم غلط کردم راحت شی؟
-اینم بگی دیگه درست نمی‌شه.
-پس رفتی رو مخش گفته نه، فکراتم جمع کردی دیدی به نتیجه نمی‌رسی داری لو می‌دی.
متوجه شد با صولت حرف زده است. علت عصبی بودن و کم‌طاقتی‌اش لو رفت:
-دنبال راه حل بودم‌.
-دنبال راه حل یا دیدن دوباره‌ی اون بی‌ناموس؟
-من می‌خواستم به موس‌موس کردنای اون نگاه کنم الان تو زیر گوشم عربده نمی‌کشیدی. پرده‌ی گوشم پاره شد

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۴۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • میم

    1

    بالاخره این راز مگورو گفت،حدس می زدم پای خیانت وسط باشه 😮😠

    ۱۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️