پارت سیصد و شانزده :


-خودت می‌دونی طاها چرا عصبانی شد.‌ مروری روی رفتارت از گذشته تا حالا بکنی، می‌فهمی. اینقدر همیشه گیر دادی تا آخرش به بن‌بست خورد. شب هالوین‌م خیلی خودش‌و کنترل کرد رفتاری نکنه. اگه حرص داشت، اون شب بهت گیر می‌داد‌. نادیده گرفتنش باعث شد تو بدتر کنی. پاشدی صاف اومدی هتل. قبول کن می‌خواستی سروصدا درست شه.
حرف‌های حق شیدانه را نتوانست هضم کند و به رویش طغیان کرد:
-دست وردار Ø

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۴۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️