پارت سیصد و پانزده :


تماس را زودتر از امیرطاها قطع کرد تا از سر حرص، به او نپرد. حرصِ رفتار نسنجیده‌‌اش که به دردسرشان انداخت. شاید تلافی پست‌فطرتی علی‌رضا و حرف‌های او را هم سرش درمی‌آورد.
حرف‌های بی‌شرمانه‌‌ی علی‌رضا مدام توی گوشش تکرار می‌شد. دوباره و برای چند‌مین‌بار که با صولت به نمایشگاه اتومبیل علی‌رضا رفتند، برایش مرور شد.
نمایشگاه دو دهنه‌ی شیکی داشت با چندین مدل اتومبیل گرا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۸۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!