پارت دویست و نود و یک :


میزشان گنجایش پذیرایی از ۷ نفر را نداشت. آقای صولت با جمله‌اش، از آوردن میز و صندلی اضافه که توی تراس بود جلوگیری کرد:
-سفره پهن کنیم. هم قشنگتره هم سنتی! هان؟
با موافقت همسرش و لبخند باقی مهمانان، سالار سمت عمارت‌شان رفت تا سفره‌ای که مادرش آدرس داد، بیاورد.
دور سفره که نشستند، احساس صمیمیت بیشتری کردند. وجود دو خورش با دیس‌های پلو، دسر، دلمه، کارامل، ماکارونی، سالاد

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۴۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • میم

    0

    باز یه چیزی پیدا کرد بیفته به جون طاها،اگه بچه ایم درکار باشه بربادش می ده باز 🧡

    ۱۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️