بی رویا به قلم الهه محمدی
پارت دویست و هشتاد و هشتم :
فصل۲۰
آب و هوای گرم و شرجی استانبول، با رفتن سمت تابستان، کلافهکننده شد. باد که نمیآمد، آفتاب سوزان همان مسیر کوتاه خانه تا هتل هم عاصیاش میکرد. از خودش تعجب کرد. قبلا گرمای بیشتر از آن را تحمل میکرد. گرمایی هم بود، اما حالا نمیتوانست تحمل کند. تنها خوبی کارش این بود زیاد بیرون نمیرفت. شلوغی استخر بیش از حد شده و کارش زیاد بود. آقای صولت هم بیاجر
لطفا صبر کنید...

میم
1دیگه داره از زور دلتنگی شکاک هم می شه 😔