پارت هفده :

عمو طاهر با خشمی که در وجودش شعله می‌کشید، بازوی نازگل را گرفت. همان‌طور که او را کشان‌کشان به سمت در می‌برد، برای لحظه‌ای نگاه نازگل در نگاه من گره خورد. در عمق چشمان زاغ و پر از اشکش، نفرت ندیدم؛ تنها یک وحشت عمیق و شرمندگی‌ای آنی بود که مثل برقی گذرا درخشید و بلافاصله نگاهش را دزدید.


عمو او را بیرون انداخت و در را بست. من ماندم و هومان و سکوتی که حالا دیگر خفقان‌آور نبود

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۰۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • موفدفری

    0

    سپیدار خار.... مردم عوضی بیچاره بانو💔

    ۸ ماه پیش
  • پرنیا

    0

    یاخدا ،امان از بخت بدت دختر 😔

    ۱۲ ماه پیش
  • راز

    1

    عالی بود بانو عالیه عالی خسته نباشید

    ۱۲ ماه پیش
  • نمیدونم

    1

    پارت خیلی خوبی بود... مرسی خانوم لرکی عزیز❤️❤️

    ۱۲ ماه پیش
  • نفس

    1

    ممنون ساناز جون پارت هیجانی و زیبای بود

    ۱۲ ماه پیش
  • ستاره

    0

    یه چیزی که ذهن منامشغول کرده اینه که خب بعدبابابزرگه وبابای رخساره عطابایدخان بشه ممکنه که به خاطراین رخساره رابخواددورکنه هرچندکه کسی رخساره راقبول نداره ولی خب میتونه براشون مشکل ایجادکنه بالاخره بچه زن دوم بودتواین جورجاهای جایگاه ادماپایین میاره🤔🤔🤔

    ۱۲ ماه پیش
  • هلیا

    2

    طفلی بچم بانودخت🥺

    ۱۲ ماه پیش
  • هلیا

    2

    یعنی کار کیه؟ شاید همین اهالی

    ۱۲ ماه پیش
  • نازی

    2

    اهالی هم پشت سرشونن👀 . خدا به رخساره رحم کنه🥲💘

    ۱۲ ماه پیش
  • نازی

    2

    بیچاره رخساره

    ۱۲ ماه پیش
  • نازی

    1

    وای چرا نبودددد

    ۱۲ ماه پیش
  • نازی

    1

    بسیار زیبا توصیف شده ✨

    ۱۲ ماه پیش
  • اسرا

    1

    خیلی سخته ظلمی بهت بشه ولی مدرک نداری تاظالم نشون همه بدهی تقدیررخساره یه چیزدبگه اگوسفندها دوست دارندبالاترین علف توچرارابخورن ولی بزهاهرچیزی میخورن فقط تومحدوده باشه واین حاکت این مردم🙏😑😭

    ۱۲ ماه پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    این فکت جالبی بود یه کم بیشتر توضیح میدی نشنیده بودم

    ۱۲ ماه پیش
  • میترا

    0

    با یکی از پسرهای خان ازدواج می کند فرار می کند با مادر بزرگش جنگ می کند

    ۱۲ ماه پیش
  • ۲زینب

    1

    وای خدا بیچاره رخساره😭

    ۱۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️