پارت بیست و هشتم :

صدای بوق کوتاه ماشین در کوچه‌ی خلوت پیچید. حنا، که تازه بند ساعت نقره‌ای‌اش را بسته بود، از لای پنجره نیمه باز اتاق نگاهی به حیاط انداخت و گفت:
- مامان من رفتم.
صدای مادر از آشپزخانه آمد، همان‌طور گرم و بی‌حاشیه:
- بِپا زای... مازیارَ سلام بِرِسان.
- چشم
لبخند کوچکی زد. کفش‌های کتانی سفیدش را تا نیمه پا کرد. بندهای شل، پشت کفش هنوز له شده بودند زیر پاش. یک دستش بند کیف گِ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۵۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
میخوای سهمی داشته باشی؟

سلام عزیزم. من نسترن جوانمرد نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارت‌هاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمان‌های كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

آخرین نظرات ارسال شده
  • اکرم‌حسن‌زاده

    0

    والا دور نیستیم اگه شما بزارید

    ۳ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    والا

    ۳ ماه پیش
  • زیتونک

    0

    دوست دارم حنا از مازی جون دوز شه👀

    ۸ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    😂 دوزهای خوبی میشن

    ۷ ماه پیش
  • محیا

    0

    بنظرم مازیار حنا رو دوست داره ولی چرا مادرش به حنا زیادی بها میده

    ۸ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    راجب اولی درست گفتید ولی دومی واقعا اینطور حس میکنید؟

    ۸ ماه پیش
  • فخری

    0

    سپاس فراوان نسترن جون عالی بود مرسی از رمان خوبت خدا قوت گلم❤️❤️❤️❤️❤️

    ۸ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    عشق منید، خوشحالم که خوشتون اومد و دوستش داشتید 🤍

    ۸ ماه پیش
  • عالیه

    0

    عالی بود تا الان داستان و دوست داشتم

    ۱۰ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    منم شما رو دوست دارم 🤍

    ۹ ماه پیش
  • اکرم بانو

    0

    دوران بچگی چه خوب بود😔😔😔

    ۱۲ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    کاش میشد برگشت عقب:)))

    ۱۲ ماه پیش
  • زهرا

    0

    همچنان زیبا مینویسین بانوی خوشقلم من که از خوندنش لذت میبرم بوس به لپت،😘🙏

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    همچنان شما دل می‌بری از من، قربانت 🤍

    ۱ سال پیش
  • ترنم

    0

    راستی نسترن جون عکس شخصیت ها رو نمیذاری

    ۱ سال پیش
  • زهرا

    0

    عه راست میگه ترنم جونمممممممممم نمیزاررییییییییییییییی

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    ببینیم چی می‌شه...

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    دوست دارید بذارم؟؟

    ۱ سال پیش
  • زهرا

    0

    اله بزاللللللللللللللللللللللللللللل

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    😂 بله می‌ذارم

    ۱ سال پیش
  • ترنم

    0

    ارهههههه معلومه ک میخوام فقط دو شخصیت نسترن جون؟

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    نه خوشگلم همه شخصیت ها معرفی میشن... فقط میخوام ببینم چقدر به اون چیزی ته توی ذهن شماست نزدیکه

    ۱ سال پیش
  • زهرا

    0

    یعنی منتظرم مسیحمو ببینم ... با حنا و مازیار...ترنگ ک دیوونش بود مسیحم .. با کامران عنترو...

    ۱ سال پیش
  • زهرا

    0

    عهههههههههههههههههههههههههه یادمممممممممممممم رف پولاااااااااااااااااااااااااااااااااااد هم ببینم جذابه حال میده ... خخخخخ. مخصوصااااااااااااااااااااااااااااااااااااا مسیحممممممممممممممممممممممممممم ک من عاشقش شدم خوداااااااااااااااااا =]

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    🤣🤣

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    آماده‌اید جدییی؟ توی این هفته براتون میذارم

    ۱ سال پیش
  • ترنم

    2

    منکه میگم مازیار به حنا علاقه داره و حس میکنم بهم میان

    ۱ سال پیش
  • زهرا

    1

    منم این حسو دارمممممممممم ب مازیار...

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    جدیییی؟؟

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    دستم رو شد کهه 🤣🤣

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️