پارت نهم :

ـ نه، اصلاً حرفش رو نزن.

ـ بی‌خود! من و تو توی یه اتاقیم، مسعود هم بیرون می‌خوابه.

سرم داشت منفجر می‌شد. لقمه‌ای گرفتم و گذاشتم تو دهنم.

ـ لیا جان، یه لیوان آب میدی؟ و قرص مسکنی رو از کیفم درآوردم و بلعیدم.

ـ به خاط ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!