پارت پنجم :

ـ چشمی اره!

ـ خب، پس بیا نشون بده.

از پشت سر به اوکه از من دور می‌شد، چشم دوختم و کلافه دنبالش راه افتادم.

ـ اینجاست!

ریموت رو زد و خواست سوار بشه که بعد از این پا و اون پا کردن پرسیدم:

ـ میشه منم برسونی؟

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!