پارت سوم :
لیا دستم رو کشید و در عقب رو برایم باز کرد.
معذبگونه نشستم. کاش میتوانستم فرار کنم که نگاهم به فرد کنار دستم افتاد که کتی روی صورتش بود.
ـ مسعود، کسی دیگهای هم هست؟
مسعود خندید و گفت:
ـ آره، آرشه! آرش، پاشو! زشته جلوی خانما!
آرش؟؟؟ با تعجب نگاهی به اون انداختم که کت رو از روی صورتش برداشت و نگاهمون به هم افتاد.
سریع نگاهمو به خیابون دادم.
لیا گفت:
ـ مشتاق دیدار!
مسعود نگاهی از توی آیینه به من و اون انداخت و گفت:
ـ آرش، شناختی؟ نیلوفر همکلاسی دانشگاهمون!
و بعد با صدای بلندتری خندید.
ـ لیا، نمیدونی قبلاً نیلو آرش رو رد کرده!
آرش چشم غرهای به مسعود رفت که یعنی ساکت شود.
دستام از اضطراب خیس عرق شده بود. خودم رو به اون راه زدم.
ـ شاید اشتباه یادته. من که یادم نمیاد!
نگاهی عاقل اندر سفیه بهم کرد.
ـ امکان نداره! اون موقع تو دانشگاه، مگه شما دوتا…
لیا برگشت و نگاهی به هر دوی ما کرد و آرش کلافه نگاهش رو به پنجره داد و دست به سینه نشست.
ـ آرش، چرا چیزی نمیگی؟ بیخیال رفیق! خیلی ساله گذشته!
لیا با تأکید گفت:
ـ بسه! مسعود، رانندگی تو بکن! سربهسرشون نذار!
ـ فقط خواستم یه خاطره بانمک از روزهای دانشگاهمون بگم، همین!
و دستش رو به سمت ضبط ماشین برد و آهنگی پخش شد.
آرش نفسش رو رها کرد و من اما نگاه سرگردونم روی صندلی مانده بود.
همگی دور میز نشستیم. از شانس بدم، آرش کنار من نشسته بود و لیا طبیعتاً کنار مسعود.
لیوان آبی از روی میز برداشتم و چند قلوپ خوردم بلکه از حرارت درونم کاسته بشه.
بلند شدم و ایستادم که نگاهها به سمتم کشیده شد.
ـ من میرم دستامو بشورم.
لیا به طبع من بلند شد.
ـ منم میام!
مطالعهی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

زهره پورصباغ | نویسنده رمان
روی کادر قرمز رنگ بزنید عزیزم شرایط عضوشدن میاد
۷ ماه پیششکوه
0تااینجا که خوب بود خوشم امده
۱ سال پیشاره
0چیزی کم نبود
۱ سال پیشAlireza
0خیلی ب رمان خوندن علاقه دارم مخصوصا همچین رمان های جذابی
۱ سال پیشAlireza
0بله دوس دارم
۱ سال پیشبهار
0فوق لعاده هستش
۱ سال پیشکوروش
0عالیه حتما بخونید
۱ سال پیشغزل
0خوبه تا اینجا
۱ سال پیشلیا
0فعلا نمیدونم
۱ سال پیشرضایی
0عالیه محو خوندنش شدم
۱ سال پیش
زهره پورصباغ | نویسنده رمان
خوشحالم که دوستش داشتید و باهاش همراه شدید🤍
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

م.م.
0رمان قشنگیه.منتها من نمیدونم چطوری عضویت بگیرم