پارت چهل و هشتم :

از رفتن دکتر لیلا دلنواز چند ساعتی گذشته‌بود و حال یاسمین تصمیم گرفته‌بود از تنها پناهگاهی که دارد بیرون بزند و سراغ دوقلو‌ها برود.

مثل همیشه از پیچ راهرو عبور کرد و با گذر از درب شیشه‌ای، وارد سالن اصلی شد.

نور سرد مهتابی‌های سالن روی سرامیک‌های براق پخش می‌شد و انعکاس قدم‌های آهسته یاسمین، تنهایی‌اش را دوچندان می‌کرد.
همه‌چیز آن‌قدر آرام و ساکت بود که صدای

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۳۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت یاسمین آریانفر در رمان عاشقانه تراشه مرگ از نیلوفر سامانی یاسمین
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان امید
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان آنا و آناهیتا
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان لیلا دلنواز
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان یامور
شخصیت شاهین موحد در رمان عاشقانه تراشه مرگ از نیلوفر سامانی شاهین
رمان تراشه مرگ شخصیت رهام رهام
رمان تراشه مرگ شخصیت دانیال دانیال
آخرین نظرات ارسال شده
  • لاله

    0

    نظری ندارم

    ۱ ماه پیش
  • Moon

    0

    تو تصادف با هم بودنن

    ۲ ماه پیش
  • آرزو

    0

    مطمئنم تو تصادف پدر و مادر یاسمین این ارجمنده ی نقشی داره

    ۲ ماه پیش
  • حدیث

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خدا میدونه

    ۶ ماه پیش
  • هانیه

    0

    یعنی یاسمین جرعت داره که بره گردنبند رو از شاهین بگیره؟ عالی بود

    ۷ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    فک کنم بره😅😁

    ۷ ماه پیش
  • نفس

    0

    من الان ی آدم گیج و خنگم

    ۱۰ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    به مرور گره‌های داستان باز میشه❤️

    ۱۰ ماه پیش
  • آزاده. د

    0

    اوووه باید دید شاهین چه ارتباطی با اینا داره

    ۱۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😄❤️

    ۱۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    اینو بگم برم پارت بعد..پدر شاهین و خودش پیش پدر و مادر یاسی بودن سه تاشون مُرد ولی چرا شاهین زندست؟شاید کار پرویز بوده

    ۱ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    تو سانحه تصادف هرچیزی ممکنه عزیزم🥺💙

    ۱ سال پیش
  • شیرین

    0

    حالا چرا شاهین عصبانی شده از این موضوع

    ۱ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😁😁

    ۱ سال پیش
  • fate

    0

    چیچیییی شدددد اوه مای خداااا

    ۱ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😁😁

    ۱ سال پیش
  • Setareh

    0

    عالی بود خسته نباشی نویسنده عزیز♥️

    ۱ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم💙💙

    ۱ سال پیش
  • آمنه

    1

    واقعا گیج شدم منظور داداشتم اونجا بودیم وفقط خودش زنده مونده یعنی چی ای کاش کمی پارت طولانی بود پارت عالی مشتاق بقیه رمان هستم خوش بدرخشی

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    0

    شاهین و پدرش پدر شاهین میشه داداش ارجمند

    ۱ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله👌🏻👌🏻

    ۱ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم.داداش ارجمند، میشه پدر شاهین.یعنی تو تصادف پدر و پسر حضور داشتن💙🥲

    ۱ سال پیش
  • اسرا

    2

    اوه ماحرچقدرجالب داره میشه چراشاهین بایدتوتصادف باشه توماشین پدرمادریاسمین یانه ماشین دیگه🙏🤔

    ۱ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    به این موضوع تو پارت جدیدمون اشاره میشه گلم💙😁

    ۱ سال پیش
  • ساناز

    1

    ❤️💚💛🩵🤎🤍💙🧡💜🩶

    ۱ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    💙💙💙

    ۱ سال پیش
  • م

    2

    اینارو ارجمند می دونست ویاسمین رو شناختن قبلا، اگه شاهین وپدرش هم تو ماشین پدرمادر یاسمین بودن به نظرم این یه سوءقصد بوده که شاهین زنده مونده،شاید کار ارجمند بوده 🤔😠🙏

    ۱ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    احتمالش هست واقعا 👌🏻🥺 اما چرا ارجمند؟؟ به هر حال پای برادر خودش هم وسط بوده💔💔

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️