سوگند پریسان به قلم مریم جاری
پارت چهل و دوم :
هفتهها گذشت...
امتحانات ترم اول که نیمسال پنجم پریسان به حساب میآمد به پایان رسیده و نتایج به روی برد اعلام شده بود. افشین قرار بود به دنبالش بیاید و پریسان برای پایان وقت درسی لحظهشماری میکرد. با آمدن او چهرهای غمگین به خود گرفت و سوار ماشین شد.
لبخندِ روی لب افشین رنگ باخت:
ـ چی شده؟ تو که گفتی امتحاناتت رو خوب دادی.
پریسان با لحن محزونی توضیح داد:
ـ داشتیم
مطالعهی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۹۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
ثریا
2...... اگه با همخونه فضول زنش ازدواج میکرد زندگی بهتری میداشت بیشتر بهم میخوردن
۱۲ ماه پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
اون رو گفت تخسه و خوشش نیومد🙈🙈
۱۲ ماه پیشنرگس
4خیلی ممنون به خاطر پارت زیبات مریم گلی
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
گوارای نگاهت نرگس خانم🥰🌷💞
۱ سال پیشآمنه
5چرا باید پری کوتاه بیاد مگه لباس باز پوشیدن ودست دادن به نامحرم و *** خوردن هم باعث افتخار هست که افشین داره سخت میگیره افشین اخلاق خوبی داره البته خوبی های زیادی ولی این درخواستهاش وطرز فکرش اصلا قابل قبول نیست پارتها عالی بود ممنون
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
یکی از موارد تفاوت در عقیده و فرهنگ همینه! یک رفتار برای شخصی هنجار هست و سبب افتخار، و برای دیگری ناهنجار هست و مبتذل😓... اینجاست که انتخاب درست نقش ایفا میکنه... ممنونم از همراهیت🌷💚
۱ سال پیشدرسا
4هردوتاشون باید یکم کوتاه بیان امیدوارم پپریسانم عاشقش شه خیلی خوبه افشین
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
ممنونم درسا جان🌷💞
۱ سال پیشمریم
4فکر میکردم پریسان ناسازگار باشه ولی اون داره خوب پیش می ره افشین داره راهو اشتباه می ره و فعلا هم که بنظر میاد این رشته سر دراز دارد
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
بله، این رشته سر دراز دارد👌🌷🙏
۱ سال پیشمریم
5امان از تو افشین امااااان وای به شب عروسی پریسان خونتو می ریزه همه مردا دلشون میخواد زنشون با حیا باشه افشین آخه میخوای *** پریسانو به کی نشون بدی خب 🥴
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
ممنونم مریم جان، متأسفانه تعداد این مردها رو به افزایشه🤦♀️
۱ سال پیشترنم رادفر
5افشینم خیلی شیطونه کاش یکمم غیرتی داشته باشه به جایی برنمیخوره کاش دروغ نمی گفت
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
بله شیطنت داره اما بالاخره راستش رو گفت و....🌷🙏
۱ سال پیشترنم رادفر
4فعلا با هم خوبن ولی امان از لحظه ای ک بفهمه مختلطه ی دعوای حسابی خواهیم داشت
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
😓😓😓
۱ سال پیشفخری
3ممنونم بابت زحمتی که میکشی وقتی که میزاری ممنون از رمان خوبت قلمت عالیه امیدوارم همیشه بدرخشی❤❤❤🌹🌹🌹
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
ممنونم فخری خانم عزیز، توی پارتها به دوستان رسیدید.🥰🥰 خوشحالم که همراهمید🌷💗
۱ سال پیشهستی
2حالا چی میشه از الان استرس لباس عروسی گرفته منو نکنه دعواشون بشه
۱ سال پیشاکرم بانو
3خیلی کار بدی کرد دروغ گفت اینجوری که پریسان خیلی عصبی میشه
۱ سال پیشمیم
3چه عروسیی بشه با اون لباس بی صبرانه منتظر پارت بعدیم ببینم چطور پیش میره😁
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
بله خدا به خیر کنه😅
۱ سال پیشزهرا z
2وای از دست افشین چقدر پروی این بشر چیز به اسم خجالت تو وجود این بشر نیست و خدا بخیر کنه با دروغی که گفته کاش پارت عروسیم داشتیم 😁 ممنون از نویسنده عزیز 😘😘
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
افشینه دیگه🙈🙈🙈😅 بله زهرا جان. آخرین پارت امشب طبق ساعت اعلامی گذاشته میشه💞🌷
۱ سال پیشمیم
2فکر می کنه تو عمل انجام شده قرار می گیره ولی خیلی اشتباه غیر قابل بخششیه،پریسان تحمل نمی کنه،چقدرم احساس بانمک بودن میکنه مردک جلف😠🙏🏼
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

صدف
4رمانتون واقعا عالیه🌹🌹🌹