سوگند پریسان به قلم مریم جاری
پارت چهل و سوم :
پنجشنبه، چند ساعت قبل از مراسم...
پریسان به سفارش همسرش آرایشگاه رفت. گریمور آرایش شیک و زیبایی روی صورتش نشاند و به خواست او گیسوانش را فر درشت کرد تا اندکی برهنگی پشت لباسش را پوشش دهد. افشین هم کارش را نیمه رها کرد و به خانه برگشت. به محض رسیدن به ظاهر پریسان واکنش نشان داد:
ـ چهرهت عالی شده اما چرا موهات رو شینیون نکردی؟
ـ اینطوری راحتترم، خواستم پشت لباسم زیاد باز نمو
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۹۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

مریم جاری | نویسنده رمان
کیان عصبی هست اما خیلی فکر بازی داره، البته بیشتر از این باهاش آشنا میشی🍀
۸ ماه پیشثریا
3مار از پونه بدشمیاد در خونه اش سبز میشه 🤕 الان سهند رو کم داریم
۱۲ ماه پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
و جای خالی سهند که پرتکراره!!!🥲🥲🥲
۱۲ ماه پیشماری
3وای بیچاره پریسان در چه وضعی قرار گرفته
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
بله گرفتار شده. ممنونم ماری جان 💚🌷
۱ سال پیشآرزو
2خیلی ممنون از شما نویسنده عزیز باعث افتخاره کنار شما و رمان زیباتون باشم
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
برای من هم افتخاره عزیزم. امیدوارم به خوشی بخونیدش💟🌷
۱ سال پیشمینا
5مرسی که چهارتا پارت گذاشتی خانم جاری امایجایی تموم کردی که موندیم توخماری😩درسته رمان ازاول برام جذاب بود اما خداییش هرچی میگذره بیستر جذبش میشن👏👏
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
دربیا از اینحالت جانم، همین الان پارت جدید گذاشته شد😍
۱ سال پیشمهشید.م
4هرچی اینومیگم بازم دلمنمیاد نگم☺️☺️ اینهمه شخصیتو اونقدرراحت ازهم میشه جداکرد که انگار لوبیای سفید و قرمزو بخوای سواکنی .هرکدوم یجور خاصن دستمریزاد مریمی خانم⭐⭐⭐⭐⭐⭐
۱ سال پیشمهشید.م
5من همشونودوست دارم اما توی عشق سهندو ازهمه بیشتر😍کاش عاقبت سهندپریسان خوش تمومبشه خداقوت به خودتو قلمت💛🧡💛
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
در مورد سهند میتونم بگم، آنچه خوبان همه دارند، تو تنها داری😍
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
چه تشبیه جالبی نوشتی جانم. ممنون برای این همه دقت🥰🥰🌷💚
۱ سال پیشستاره
2سلام خانم جاری عزیز،آقا ما رمانتونا دوست داریم،شخصیت های خوب وقابل لمسی هم دارند،پریسان حق داشته ولی خب شرایط اینجوری پیش رفت متاسفانه مافک میکنیم دنیاوایمیسته تابه میل مابچرخه عشق سهنداباغروربی جاش ازدست داد،به افشین هم حق میدم کلافرهنگش باپریسان فرق داره دوتاآدم متفاوت وقتی عشقم نباشه که دیگه هیچ
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
سلام از بنده ست ستاره خانم عزیز، ممنونم برای نظری که نوشتید. محبت کردی جانم🌷💞
۱ سال پیش1382آرزو
4اخیش بلاخره تمومش کردم عالی بود رمان خسته نباشی نویسنده به نظرم پریسان افشین آخرش جدا میشن
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
آرزوی عزیز، خوش آمدید به سوگند پریسان 💚 خوشحال میشم اگر بیشتر با من در ارتباط باشید 🌷💞
۱ سال پیشمریم
1خیلی ممنون بابت پارتهای دیشب ،عالی بود
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
خوش بنشینه به نگاهت مریمجان💞🌷
۱ سال پیشفروغ
2مرسی مریم جوون عالی بود مثل پارت های قبل .
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
گوارای نگاهت جانم 💞
۱ سال پیشفخری
3دستت طلا مریم بانو خسته نباشی عزیزم قلمت ماندگار ❤❤🌹🌹
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
ممنون جانم 🥰🌷🙏
۱ سال پیشسمیرا
2امان از دست تو افشین این بشر چقدر راحتهه🙈 مرسی خانم جاری مثل همیشه عالی بود مناز از پیاماه دیروز حامونده بودم لذت بردم از همه پارتا
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
بله زیادی راحته 🙈🙈🙈
۱ سال پیشم.ر
2واه پریسان سهند ازدواج میکردی سنگین تر بودی جالب اینجا میتونست سهند رام خودش کنه
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
خواست از چاله دربیاد اما...🙏💚
۱ سال پیشنسترن
2اینجور که پیداست زندگیه اینا زندگی نمیشه
۱ سال پیشعسل
3دستتون در نکنه واقعا قلمتون عالیه ♥️♥️🥰
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
عسل عزیز، خوش آمدید به سوگند پریسان💚 گوارای نگاهتون🥰 خوشحال میشم اگر بیشتر با من در ارتباط باشید🙏🌷
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

نرگس
0الان ک دارم به رفاقت افشین و کیان فکر میکنم میبینم با این خیلی رفیقن ولی اعتقادی از زمین تا آسمون فرق دارم